سخنران در ابتدا تأکید میکند که ما در دوران بیسابقه و منحصربهفردی زندگی میکنیم که در آن یک فقیه و مرجع شیعه در مقام زعامت به شهادت رسیده است.
افرادی که در درون این حقیقت زندگی کردهاند، باید خودشان راوی میدان و کف خیابان باشند.
اگر ما روایت خودمان را خلق نکنیم و توضیح ندهیم که چه میکنیم، دیگرانی که بیرون از این فضا هستند سهم و حقیقت ما را با نگاه خودشان تفسیر و مصادره خواهند کرد.
۲. تفاوت «روایت» با خبر و توصیف
روایت با گزارش دادن و خبررسانی تفاوت اساسی دارد؛ راوی در متن ماجرا دخیل است و از درون آن را میبیند، اما خبرنگار یا گزارشگر از بیرون به ماجرا نگاه میکند.
روایت لزوماً یک متن طولانی هزار کلمهای نیست.
یک عکس، یک حرکت و ژست بدنی، یا حتی یک گفتگوی عادی میتواند به تنهایی یک روایتِ کامل باشد.
روایت در واقع «نحوه بازنمایی» یک واقعه است که مخاطب را درگیر ماجرا میکند.
۳. اهمیت حیاتی اتصال به یک «کلانروایت»
هر تصویر یا متنی که تولید میشود، باید به یک «کلانروایت» (مفهوم کلی و جهتدهنده) متصل باشد.
اگر کلانروایتِ اثر خود را مشخص نکنید، مخاطب آن را بر اساس پازل ذهنی خودش تفسیر خواهد کرد.
بهعنوان مثال، اگر میخواهید کلانروایتِ «فتح و ظفر و پیروزی» را مخابره کنید، تصاویری که از میدان انتخاب میکنید نباید بازنماییکننده شکست و ناامیدی باشند.
تصویری از یک مادر شهید که مقتدرانه با پرچم در ورودی شهر ایستاده است، به تنهایی روایتی از مقاومت و ایستادگی مردم را مخابره و تقویت میکند.
۴. ویژگیها و الزامات خلق یک روایت ماندگار
راوی نباید روایتی خنثی یا تکراری ارائه دهد؛ مثلاً اگر روایتِ یک تشییع شبیه به تجمعات عادی ۱۲۰ شب گذشته باشد، اصلاً دیده نخواهد شد.
روایتگر باید هویت و منِ درونی خود را (مثلاً با گفتن «من به عنوان یک دختر» یا «من به عنوان یک شیعه») در روایت دخیل کند.
توجه به مفاهیم ارتباطاتی مانند «متن» (Text) و «زمینه» (Context) الزامی است و یک پدیده باید در زمانه و بستر خودش بازتولید شود.
سخنران برای درک بهتر این مفاهیم، به الگوبرداری از مستندهای شهید آوینی در مراسم تشییع امام (ره) و دقت در سکانسهای مختلف سینمایی اشاره میکند.