تربیت راویِ روایت
ما نه با کمبود سوژه مواجهایم و نه با فقر واقعه. آنچه کم داریم، راویانی است که شأنیت دیدن این تحولات را داشته باشند؛ راویانی که در حجاب ظاهر نمانده باشند و بتوانند از پسِ لایههای بیرونی، جان انسانها را ببینند.
ما نه با کمبود سوژه مواجهایم و نه با فقر واقعه. آنچه کم داریم، راویانی است که شأنیت دیدن این تحولات را داشته باشند؛ راویانی که در حجاب ظاهر نمانده باشند و بتوانند از پسِ لایههای بیرونی، جان انسانها را ببینند.
به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا دبیرخانه راه اوینی در یادداشتی نوشت: یکی از سوءتفاهمهای رایج در روایت دفاع مقدس و امتدادهای آن، این است که مسئلهی اصلی را در تکنیک، فرم یا ابزار جستوجو میکنیم. گمان میکنیم اگر دوربین حرفهای تر شود، قاببندی دقیق تر باشد یا سناریو هنرمندانهتر نوشته شود، حقیقت خودبهخود آشکار خواهد شد. حال آنکه تجربهی شهید سیدمرتضی آوینی نشان میدهد مسئله، پیش از هر چیز، خودِ راوی است.
در نگاه آوینی، روایتِ باطنی بدون راویِ باطنبین ممکن نیست. کسی که در سطح ظواهر متوقف مانده، هرچقدر هم به ابزار مسلط باشد، نهایتاً همان ظاهر را بازتولید میکند. او در بهترین حالت، تکنسینی ماهر است که در پوستِ واقعه میماند. اما وقتی مسئله، تحولات روحی انسانهاست، تکنیک بهتنهایی راهگشا نیست. دیدنِ باطن، نیازمند چشمی است که خود از حجاب عبور کرده باشد.
آوینی بر این باور بود که تحول حقیقی انسان، امری نمایشی یا قابل جعل نیست. یا راوی آن را میبیند، یا اساساً از وجودش بیخبر میماند. به همین دلیل، او پیش از آنکه شاگردانش را با دوربین و قاب و روایت آشنا کند، آنها را به سلوکی سخت و جهادی فرا میخواند؛ سلوکی که در آن، نفس باید کنار برود تا حقیقت مجال ظهور پیدا کند. نفسانیت، از نظر او، فقط یک ضعف اخلاقی نبود، بلکه مانعی معرفتی بود؛ چون اجازه نمیداد نور، خود را نشان دهد.
در این نگاه، حقیقتِ تحول نشانه دارد. انسان متحولشده را میتوان شناخت، حتی اگر لباس، موقعیت یا زمانه تغییر کرده باشد. نترسیدن از مرگ، اخلاص، از خود تهیشدن و خدمت بیادعا، علائم نوری واحدند که هرجا بتابند، خود را آشکار میکنند. .
از اینجاست که مسئلهی اصلی روایت امروز، خود را نشان میدهد. ما نه با کمبود سوژه مواجهایم و نه با فقر واقعه. آنچه کم داریم، راویانی است که شأنیت دیدن این تحولات را داشته باشند؛ راویانی که در حجاب ظاهر نمانده باشند و بتوانند از پسِ لایههای بیرونی، جان انسانها را ببینند. اگر چنین راویانی داریم، کار بزرگی پیش روی آنهاست. و اگر نداریم، مهمترین وظیفه، نه تولید محتوا، بلکه تربیت راوی است.
شهید آوینی به ما آموخت که پیش از آنکه به فکر روایت حقیقت باشیم، باید خود را در معرض حقیقت قرار دهیم. دوربین، اگر در دست انسانی باشد که خود اهل سیر و سلوک نیست، نهایتاً ثبتکنندهی وقایع خواهد بود. اما اگر راوی، خود در مسیر تهذیب و اخلاص قدم زده باشد، همان دوربین ساده میتواند شاهد بزرگترین تحولات انسانی شود.