یادداشت دانشجویی
صرفهجویی در تربیت معلم یا تهدید کیفیت؟
مانی جوادی،مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان مرکز فومن در خصوص نقدآیین نامه اجرایی بند ب ماده ۸۸ برنامه هفتم پیشرفت در یادداشتی نوشت:
یادداشت دانشجویی
مانی جوادی،مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان مرکز فومن در خصوص نقدآیین نامه اجرایی بند ب ماده ۸۸ برنامه هفتم پیشرفت در یادداشتی نوشت:
به گزارش پایگاه خبری-تشکیلاتی بعثنا، مانی جوادی،مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان استان گیلان مرکز فومن در خصوص نقد مصوبه هیئت وزیران و آیین نامه اجرایی بند ب ماده ۸۸ برنامه هفتم پیشرفت در یادداشتی نوشت:

بسمه تعالی
در تیر ماه سال ۱۴۰۳ قانون برنامه ۵ ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۳ـ۱۴۰۷) انتشار یافت.
در فصل ۱۹ آنکه مربوط به ارتقای نظام آموزشی بود در بخش سرمایه انسانی، ماده ۸۸ نکات امیدوار کنندهای به چشم میخورد.
در این ماده ذکر شده است که:
(جذب و تربیت نیروهای مورد نیاز در مشاغل آموزش و پرورش منحصراً از طریق دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی با تقویت زیرساختها و ظرفیتها و توسعه کمی و کیفی آنها صورت میگیرد.)
نکاتی که دقیقاً طبق نظر صریح رهبری در حوزه تعلیم و تربیت بود، یعنی ارتقای کمی و کیفی دانشگاههای فرهنگیان.
اما در ادامه این ماده نکات عجیبی هم به چشم میخورد.
در ادامه این ماده ذکر شده است که:
(وزارت آموزش و پرورش مجاز است در صورت عدم تامین معلمان مورد نیاز از طریق دانشگاههای فوق الذکر (فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی) نسبت به تامین نیروی مورد نیاز خود از بین دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد واجد صلاحیتهای عمومی و تخصصی سایر دانشگاههای دولتی و غیردولتی یا حوزههای علمیه با گذراندن دوره مهارت آموزی یا دانش معلمی در دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی همزمان با تحصیل در دانشگاههای دولتی غیر دولتی یا حوزههای علمیه با امکان دریافت کمک هزینه به میزان ۵۰ درصد حداقل حقوق از زمان تحصیل در دانشگاه های فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی اقدام نماید.)
از نوشتههای فوق این را میتوان استنباط کرد که اگر دانشگاه فرهنگیان نتوانست توسعه کمی و کیفی پیدا کند باز هم یک راه فراری دارد که بتواند نیروی انسانی خود را با هزینه کمتر تامین کند. راه فراری که گویی آنقدر ضروری است که تا سه ماه بعد از لازم الاجرا شدن این قانون، آیین نامه نحوه جذب این دانشجو معلمان باید توسط وزارت آموزش و پرورش تهیه شده و به تصویب هیئت وزیران برسد.
سرانجام در ۱۷ فروردین ۱۴۰۴ جلسهای با حضور وزیران به پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش تشکیل میشود که با استناد به بند (ب) ماده (۸۸) قانون برنامه ۵ ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، آیین نامه اجرایی جذب این دانش معلمان تصویب میشود.
شاید این نوع از جذب دانشجو معلم را بتوانیم استحالهای از جذب مدل ماده ۲۸ در نظر بگیریم، چرا که این دانشجویان فقط یک سال در دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی دوره مهارت آموزی خواهند گذراند و حقوق آنها برابر با ۵۰ درصد حداقل حقوق خواهد بود.
این گزاره حاکی از آن است که رویکرد مسئولان به دانشگاه فرهنگیان یک رویکرد هزینه آور است نه به گفته رهبری یک نگاه زیربنایی.
در یک نگاه و رویکرد سیستمی هنگامی که ارزشها و هویت یک ملت و انتقال آن به نسلهای بعدی بیاهمیت در نظر گرفته شود آموزش برای شما یک امر مصرفی خواهد بود، نه یک امری که آینده جامعه کشور به آن گره خورده باشد. پس هرچه کمتر برای آموزش هزینه شود برای دولت به صرفهتر خواهد بود.
در این مدل از جذب هم دقیقاً شاهد چنین رویکردی هستیم، رویکردی که بدون در نظر گرفتن هویت و شأن معلمی، جذب هر طیفی از هر دانشگاهی را آزاد میداند و بار اصلی تربیت را بر دوش دانشگاههای دیگر میاندازد و خود فقط یک سال پذیرای آن دانشجویان است آن هم با دوره ای موسوم به مهارت آموزی.
در چنین شرایطی یک دانشجو معلم که طی ۴ سال قرار بوده در دانشگاه فرهنگیان تبدیل به معلم شود، چیزی جز یک دانشجوی پرهزینه برای دولت نخواهد بود، پس دیگر وجود آن هم به صرفه نیست.
فارغ از مشکلات حقوقی که در این مصوبه به چشم میخورد نکته دیگری که وجود دارد افزایش سن جذب به صورت بی سر و صدا است.
در ماده ۷ بند ۵ این مصوبه شاهد آن هستیم که حداکثر سن برای دوره کارشناسی ۲۶، کارشناسی ارشد ۲۸ و برای افراد متاهل تا دو فرزند برای هر فرزند یک سال به سقف سنی مذکور اضافه میشود.
یعنی با شرایط مذکور دانشجوی ۳۰ ساله هم پذیرفته میشود و این یعنی یک دانشجوی ۳۰ سالهای که بعد از فراغت از تحصیل، انرژی و انگیزهای برای تدریس نخواهد داشت، ممکن بوده است معلمی را به عنوان شغل دوم در نظر گرفته باشد نه اولویت اول، شکاف نسلی او و دانش آموزانش بسیار خواهد بود و همچنین فرصتهای شغلی و جذب معلمان جوان کاهش پیدا خواهد کرد.
در نهایت امر این را میتوان استنباط کرد که دانشگاه فرهنگیان که مرکز ثقل اصلی نظام تعلیم و تربیت کشور خوانده شده بود، دانشگاهی که شاگردان آن وظیفه انتقال میراث تمدنی ایرانی ـ اسلامی را به نسلهای آینده داشتند و باید توسعه کمی و کیفی پیدا میکرد تا بتواند به اهداف والای خود برسد، پرهزینه تلقی شده و اکنون راه به صرفهتر آن یافت شده است.