دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

۰۹:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰

ضرورت بازنگری در شیوه روایت‌های راهیان نور

جنگ پیش از آنکه یک رویداد نظامی باشد، میدانی برای ساخته‌شدن انسان‌هاست. به همین دلیل، روایت فتح نه روایت عملیات و جغرافیا، بلکه روایتی تربیتی و انسان‌ساز شد.

ضرورت بازنگری در شیوه روایت‌های راهیان نور

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا دبیرخانه راه اوینی در یادداشتی نوشت: یکی از چالش‌های جدی روایت‌های راهیان نور، تقلیل این رویداد به گزارش صحنه، برنامه و فضاست. بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه‌ای، به ثبت تصویر، بیان اتفاقات و بازگویی زمان و مکان محدود می‌شود؛ روایتی که بیشتر شبیه گزارش است تا مواجهه‌ی فکری. در حالی‌که تجربه‌ی دفاع مقدس و آنچه شهید سیدمرتضی آوینی در «روایت فتح» دنبال می‌کرد، اساساً فراتر از این سطح قرار داشت.

 

در روایت جنگ، همه‌چیز به این بستگی دارد که راوی چه می‌بیند و چه را «مسئله» می‌داند. گاهی روایت، صرفاً ثبت ظواهر است؛ تصویری بی‌واسطه از آنچه مقابل دوربین قرار دارد. گاهی این نگاه یک گام جلوتر می‌رود و به تحلیل فنی، ساختاری یا نظامی می‌رسد. اما نوعی دیگر از روایت نیز وجود دارد که نه به ظاهر بسنده می‌کند و نه به تحلیل فنی قانع می‌شود؛ روایتی که جان انسان را موضوع خود قرار می‌دهد. شهید آوینی در روایت دفاع مقدس، این مسیر سوم را برگزید.

تفاوت روایت آوینی با بسیاری از روایت‌های جنگ، نه در ابزار رسانه‌ای و نه در شیوه‌ی تدوین و تصویر، بلکه در نوع نگاه به سوژه شکل می‌گرفت. او پیش از آنکه جنگ را ببیند، انسانِ در میدان را می‌دید؛ انسانی که در مواجهه با ایمان، ترس، انتخاب و مسئولیت، در حال دگرگونی است. در نگاه آوینی، جنگ پیش از آنکه یک رویداد نظامی باشد، میدانی برای ساخته‌شدن انسان‌هاست. به همین دلیل، روایت فتح نه روایت عملیات و جغرافیا، بلکه روایتی تربیتی و انسان‌ساز شد.

این رویکرد، آوینی را از سنت رایج مستندسازی جنگ متمایز می‌کند. در بسیاری از روایت‌های جنگی، چه در انقلاب‌ها و چه در جنگ‌های جهانی، دوربین در خدمت نمایش قدرت، پیروزی و غلبه است و «فتح» امری بیرونی و عمدتاً نظامی تلقی می‌شود. اما آوینی این منطق را معکوس می‌کند؛ از نگاه او فتح حقیقی، تحولی است که در جان انسان رخ می‌دهد و جنگ، تنها صحنه‌ی آشکار شدن این تحول است، نه موضوع نهایی روایت.

از همین منظر، جایگاه روایت و نریشن در آثار آوینی نیز معنا پیدا می‌کند. گفتار متن برای توضیح صحنه‌ها یا انتقال پیام‌های مستقیم به کار نمی‌رود، بلکه تلاشی است برای کنار زدن حجاب‌ها؛ برای اینکه مخاطب بتواند آنچه را در باطن تصویر جریان دارد، درک کند. به همین دلیل، راویِ میکروفن‌به‌دستِ مقابل دوربین حذف می‌شود. این حذف، صرفاً یک انتخاب تکنیکی نیست، بلکه یک موضع فکری است: هرجا «منِ» راوی پررنگ شود، حقیقت کم‌رنگ‌تر خواهد شد.

آوینی معتقد بود نفسانیت فیلم‌ساز، پیام را زایل می‌کند؛ نه صرفاً از منظر اخلاقی، بلکه از این جهت که اجازه نمی‌دهد حقیقت خود را نشان دهد. اگر نفسِ راوی بر تصویر غلبه کند، حتی باشکوه‌ترین صحنه‌های جنگ نیز به نمایش تقلیل پیدا می‌کنند. به همین دلیل، در روایت فتح، انسان همواره در پیش‌زمینه قرار دارد و جنگ به پس‌زمینه می‌رود. انفجار، عملیات و پیروزی اهمیت ثانوی دارند؛ مسئله‌ی اصلی این است که جنگ با انسان‌ها چه می‌کند.

اگر راهیان نور را ادامه‌ی همان تجربه‌ی تاریخی بدانیم، طبیعی است که شیوه‌ی روایت آن نیز نیازمند بازنگری باشد. روایت مؤثر راهیان نور، باید بتواند نسبت انسان امروز را با مفاهیمی چون جهاد، ایثار و مقاومت روشن کند؛ نه اینکه صرفاً به بازتولید تصویر، گزارش برنامه‌ها و ثبت فضا بسنده کند. بازگشت به مبانی فکری شهید آوینی در حوزه روایت، می‌تواند راهیان نور را دوباره به یک میدان معنا‌ساز و تربیتی در رسانه تبدیل کند، نه صرفاً یک رویداد مناسبتی.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس