مروری بر دفاع دانشگاه فرهنگیان در توجیه کسریات حقوق دانشجومعلمان
دانشگاه فرهنگیان نه از نظر خوابگاه، نه از نظر تغذیه، و نه از نظر امکانات رفاهی و فرهنگی، در وضعیتی نیست که بتواند هزینههایی در حد استانداردهای اعلامی توجیه کند.
دانشگاه فرهنگیان نه از نظر خوابگاه، نه از نظر تغذیه، و نه از نظر امکانات رفاهی و فرهنگی، در وضعیتی نیست که بتواند هزینههایی در حد استانداردهای اعلامی توجیه کند.
به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا؛ فرزاد امره ای معاونت رسانه بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان قزوین نوشت: دانشگاه فرهنگیان در دفاع از کسریات حقوق دانشجومعلمان، استدلال مشخصی را تکرار میکند: میگوید اگر هزینهها بهصورت واقعی محاسبه شود، برای دانشجومعلمان خوابگاهی حتی تا حدود ۶۷ درصد حقوق ماهانه هم میرسد؛ اما برای اینکه فشار کمتری به دانشجو وارد شود، این هزینهها در طول سال سرشکن شده و بهصورت درصد ثابت ماهانه کسر میشود. این استدلال در ظاهر دلسوزانه به نظر میرسد، اما وقتی با واقعیت دانشگاه فرهنگیان مقایسه میشود، از همان ابتدا با ابهام و تناقض روبهروست.

اولین پرسش جدی اینجاست: این ارقام سنگین دقیقاً بر چه زیرساخت و چه سطحی از خدمات استوار است؟ دانشگاه فرهنگیان نه از نظر خوابگاه، نه از نظر تغذیه، و نه از نظر امکانات رفاهی و فرهنگی، در وضعیتی نیست که بتواند هزینههایی در حد استانداردهای اعلامی توجیه کند. وقتی از هزینههای «زیرساختی، فرهنگی و رفاهی» صحبت میشود، طبیعی است که انتظار حداقلی از کیفیت و خروجی آن هم وجود داشته باشد؛ انتظاری که بسیاری از دانشجومعلمان در تجربه روزمره خود آن را برآوردهشده نمیبینند.
از سوی دیگر، دانشگاه اعلام میکند این درصدها بر اساس قیمتهای اعلامی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تعیین شده است. اما اگر مبنا واقعاً همان قیمتهاست، سؤال روشن این است که چرا الگوی دریافت هزینه در دانشگاه فرهنگیان نباید مشابه سایر دانشگاههای دولتی باشد؟ در دیگر دانشگاهها، هزینه غذا، خوابگاه و خدمات رفاهی مشخص، شفاف و مبتنی بر استفاده واقعی است؛ نه اینکه بهصورت درصدی ثابت و اجباری از حقوق دانشجو کسر شود.
نکته قابل توجه دیگر، استدلالی است که خود دانشگاه در دفاعیه مطرح کرده است: اینکه در ردیفهای پرداختی سازمان برنامه و بودجه، هیچگونه اعتبار یا سرانه دانشجویی برای دانشگاه فرهنگیان پیشبینی نشده و به همین دلیل، هزینهها باید از محل کسریات دانشجومعلمان تأمین شود. اما این استدلال، بهجای حل مسئله، یک سؤال اساسیتر ایجاد میکند: وقتی سازمان برنامه و بودجه اعتباری برای دانشجو پیشبینی نکرده، چرا این خلأ باید از جیب دانشجو پر شود؟ نبودِ ردیف بودجه، یک مشکل ساختاری در سطح سیاستگذاری است، نه مسئولیتی که بهطور طبیعی بر دوش دانشجومعلم گذاشته شود.
این مسئله فقط به غذا و خوابگاه محدود نمیشود. دانشگاه بخشی از کسریات را با استناد به برنامههایی مثل راهیان نور، راهیان پیشرفت و پیادهروی اربعین توجیه میکند؛ در حالی که روشن است همه دانشجومعلمان در این برنامهها شرکت نمیکنند. با این حال، دانشگاه در دفاعیه خود تصریح کرده که «عدم استفاده برخی از افراد از موارد مذکور، در زمینه عدم کسورات خواستهشده موضوعیت ندارد». این در حالی است که این برنامهها ماهیتاً فعالیتهای اختیاریاند، نه عمومی و همگانی. وقتی همه نمیروند و همه استفاده نمیکنند، کنار گذاشتن اصل استفاده واقعی و الزام همه به پرداخت، منطقی و قابل دفاع به نظر نمیرسد.
در کنار همه اینها، تداوم کسریات در ماههای تابستان نیز محل پرسش است. در دورهای که بخش قابل توجهی از دانشجومعلمان نه واحد درسی دارند و نه از خوابگاه و تغذیه استفاده میکنند، هزینهها با این توجیه که از ماههای تحصیلی سرشکن شده، همچنان کسر میشود. این شیوه، بیش از آنکه حمایت از دانشجو باشد، انتقال بار مالی به زمانی است که اساساً خدمتی دریافت نمیشود. در نهایت، مطالبه دانشجومعلمان نه امتیاز ویژه است و نه حذف کامل هزینهها.
هزینهها باید شفاف، مبتنی بر استفاده واقعی و مشابه سایر دانشگاههای کشور باشد.نه درصدی ثابت و اجباری، و نه مستقل از کیفیت و میزان خدماتی که واقعاً ارائه میشود.