بهگزارش پایگاه خبریتشکیلاتی بعثنا؛ مهدی دارآفرین، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان البرز در یادداشتی به موضوع سیاستهای ابلاغ شده مقام معظم رهبری در حوزه آموزش و پرورش و خاصتاً تحلیل امور تربیتی پرداخته است. در ادامه متن کامل یادداشت را میخوانید:
ایامی که پشتسَر گذاشتیم، دوازدهمین سالروز ابلاغ سیاستهای کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش توسط رهبر معظم انقلاب بود، سیاستهایی که متأسفانه وقتی بعد از دوازدهسال به آنها نگاه میکنیم، در مییابیم که بندهای آن یا اجرا نشدهاند و یا اگر اجرا شدهاند، به شکلی اجرا شدهاند که همان بهتر اجرا نمیشدند.
در میان این بندهای اجرا نشدهِ ناقص اجرا شده، سیاست شماره پنج امّا از همه بیشتر چشمها را به خود جلب میکند؛ مسئله تربیت اسلامی. روح این سند و همچنین روح سندتحول بنیادین، مسئله تربیت و پرورش است.
آیا میتوانیم از آیندهای روشن و مملو از ارزشهای اسلامی و انقلابی صحبت کنیم، بدون آنکه به تربیت دانشآموزانمان توجه کنیم؟
منظور از پرورش در معنای عام، همان پرورشی است که همه معلمین در کلاسهایشان آنرا انجام میدهند، اما در معنای خاص آن، منظور مربی و معاونت پرورشی است. رهبر معظم انقلاب، در دیدار با معلمان در سال ۱۳۹۸، به اهمیت معاونت پرورشی اشاره کردند و فرمودند:
“یک مسئلهی خیلی مهم، مسئلهی معاونت پرورشی است که بنده در همین جلسه در سالهای گذشته بارها روی مسئلهی معاونت پرورشی تکیه کردم. یک سیاست نانوشته -و بعضاً نوشتهای- وجود داشت برای حذف معاونت پرورشی. خب در سالهای اخیر نه، الحمدلله کارهایی شده است، معاونت پرورشی باز وجود دارد، منتها این مقداری که تا الان تحقّق پیدا کرده به نظر بنده کافی نیست. معاونت پرورشی نقصهایی دارد، هم در ساختار اداری، هم در نیروی انسانی پُرانگیزه و انقلابی، هم در منابع مالی.”
دوازده سال است که او دارد نسبت به این مسئله مهم هشدار میدهد، اما انگار برای تصمیمگیران نظام تعلیم و تربیت این مسئله جزو مسائل نامهم و دست چندم است!
معاونت پرورشی به ابتکار شهید محمدعلی رجایی، نخستوزیر وقت و وزیر سابق آموزش و پرورش، در سال ۱۳۵۹ بهمنظور تقویت تربیت دینی، اخلاقی و فرهنگی دانشآموزان تأسیس شد. هدف اصلی آن، پرورش نسلی مؤمن، متعهد، مسئول و آگاه به ارزشهای اسلامی و انقلابی است. در دوران جنگ تحمیلی، معاونین پرورشی نقش مهمی در حفظ روحیه دانشآموزان و خانوادهها ایفا کردند. با راهاندازی برنامههایی مانند «مسابقات فرهنگی-دینی»، «مراسم یادبود شهدا»، «حمایت از خانوادههای ایثارگران» و «برگزاری اردوهای جهادی»، تلاش میکرد تا روحیه ایثار و فداکاری را در بین دانشآموزان تقویت کند. همچنین، با برگزاری نشستهای آموزشی در مدارس، دانشآموزان را با مفاهیم دفاع مقدس، تاریخ انقلاب اسلامی و اهمیت حمایت از جبههها آشنا میکردند. بسیاری از دانشآموزان در این برنامهها مشارکت فعال داشتند و گروههای دانشآموزی را برای جمعآوری کمکهای مالی و تهیه اقلام مورد نیاز جبههها تشکیل میدادند، جوانان را برای حمایت از جبهههای جنگ و دفاع از میهن آماده میکردند و با تقویت روحیه انقلابی، مسئولیتپذیری و ایمان، نقشی اساسی در پیروزیهای جنگ داشتند. متأسفانه در سال ۷۸، عدهای با تعابیری معاونت پرورشی را منحل کردند و گفتند ما احتیاجی به معاونت پرورشی نداریم، چراکه کار پرورش کار همه معلمان است. گرچه این تعبیر درستی است اما موقعیت تربیتی و مدیریت پرورشی مدارس باید بر عهده یک فرد باشد تا شرایط را مدیریت کند. با همین دیدگاه، معاونت پرورشی را تضعیف و تعطیل کردند. پس از تصویب قانون احیاء معاونت پرورشی و تربیتبدنی در سال ۸۶ نیز، اتفاقات خیلی مثبتی برای این معاونت رقم نخورده است و امروز معاونتپرورشی برای بقای خودش دارد با مشکلات بسیار زیادی دست و پنچه نرم میکند. متأسفانه، معاونت پرورشی همچنان نادیده گرفته میشود و این بیتوجهی به بهای آینده نسلهای بعد تمام خواهد شد.
دهه نود، و به تبع آن، سالهای بعد از ۱۴۰۰، سالهای مهم، پر تنش و آیندهسازی برای ایران ما بوده و همچنان هم خواهد بود. دانشآموزان، نقش کلیدی و مهمی را در بالا و پایینهای این دهه ایفا کردهاند و مدرسه، کانون فرماندهی و تاثیرگذاری بر این عناصر محوری تحولات جامعه است. در اغتشاشات سال ۱۴۰۱، یکی از مهمترین اهداف دشمن، دانشآموزان بودند، و تا حدّی هم توانستند مقاصد خود را پیش ببرند. تصاویر و ویدئوهایی که از مدارس بیرون آمد یا دانشآموزانی که در خیابانها بیرون ریخته بودند بیانگر اتفاقاتی است که پیشآمد.
در این سالهای پساکرونا نیز شاهد پدیدههای نوظهوری مانند سبکرندگی غربی، بلاگری، گیمری و کسب درآمدهای مجازی در میان دانشآموزان هستیم که رسماً هویت دانشآموزانمان را هدف گرفتهاند. همچنین با رواج و ترویج دوستیهای اینترنتی و ارتباط با جنسمخالف در فضای مجازی، حیا و عفت دختران و پسران را، و با طرح شبهات دینی، سیاسی و تاریخی، فکر و اندیشه دانشآموزان هدف قرار داده شدهاست.
در میان این تهاجم گسترده فرهنگی، که هویت، دین، فکر، اخلاق و استقلال دانشآموزان را درنظر گرفتهاست، چه کسی باید در مدارس برای فرزندان این سرزمین روشنگری کند؟ چه کسی میتواند نقش انتقال مفاهیم دینی و انقلابی را به منظور بازتولید نسل جدید تبیین کند؟
درست است که همه معلمین در کلاسهای خودشان مؤظف به این روشنگری هستند، اما این کار یک تمرکز و انرژی زیادی میخواهد که مستقل از امورات دیگر، با این موضوعات درگیر شود. آنها کسانی نیستند جز مربیان پرورشی.
متأسفانه باتوجه به اهمیت بسیار زیاد و حیاتی این موضوع، و تأکیدات مکرر و مستمر مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی) مبنیبر تقویت کمی و کیفی این معاونت، بنظر میآید در زمانهای تصمیمگیری و تقسیم منابع، کم اهمیتترین بخش، معاونتپرورشی است و ما امروزه شاهد یک معاونت پرورشیای هستیم که علارقم تلاشهای چندین سال اخیر، دچار ضعفهای اساسی است که اگر زودتر به آن پرداخته نشود، معلوم نیست چه سرنوشتی دامنگیر دانشآموزان و حتی نظام سیاسی کشور خواهد شد!
قطرهای از دریای مشکلات کمی و کیفیای که معاونتپرورشی به آن دچار است:
۱- نیروی انسانی ناتراز با نیاز مدارس: طبق اعلام معاونت پرورشی وزارتخانه، حدود ۱۰۰هزار مربی پرورشی و ۳۶هزار مشاور مدرسه کمبود داریم!
در حال حاضر حدود ۱۱۰ هزار مدرسه در کشور وجود دارد. از این تعداد، تنها حدود ۴۰ هزار مدرسه دارای مربی پرورشی هستند، به این معنا که حدود ۶۰ هزار مدرسه فاقد مربی پرورشی میباشند. حدوداً به طور میانگین در همه استانهای کشور بیش از نیمی از مدارس مربی پرورشی ندارند!
۲- منابعمالی محدود: در سالهای اخیر، توجه به فعالیتهای پرورشی در نظام آموزشی ایران افزایش یافته است. با این حال، سهم این فعالیتها از کل بودجه وزارت آموزش و پرورش همچنان نسبتاً کم است.
بودجه کل آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۲ حدود ۲۰۶ هزار و ۶۸۰ میلیارد تومان بود و بودجه فعالیتهای پرورشی در سال ۱۴۰۲ حدود ۴,۳۱۹ میلیارد تومان تخصیص یافته است. درصد سهم فعالیتهای پرورشی از کل بودجه آموزش و پرورش: تقریباً ۲.۱٪ است!
با تقسیم این مبلغ بر تعداد ۱۶میلیون و ۳۰۰هزار دانشآموز، به هر دانشآموز مبلغ حدوداً ۲۷هزارتومان سرانه پرورشی میرسد، آن هم به شیوههای مستقیم و غیرمستقیم. البته طبق صحبتهای مقامعالی وقت وزارت آموزش و پرورش، سرانه پرورشی به ازای هر دانشآموز ۱۰۰هزارتومان بوده و با کمک نهادهای دیگر به ۵۰۰هزارتومان افزایش یافته است، اما چیزی که به دست معاون پرورشی میرسد، که آن هم به خیلی از معاونین نمیرسد، مبالغ پایینتری است.
فعالیتهای پرورشی، فعالیتهای هزینهبر و با ریزهکاریها و جزئیات فراوانی هستند و اگر میخواهیم اثرگذار باشیم، عملاً با این مبالغ هیچکاری نمیشود کرد.
۳- عدم وجود آموزش مناسب و راهبری فعالیتهای پرورشی: فعالیتهای پرورشی در مدارس به یکسری فعالیتهای مناسبتی و ابلاغی محدود شده است و همانها هم از جذابیت و کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند.
آموزش و بهروزرسانی اطلاعات و توانمندسازی مربیان پرورشی از لازمترین برنامههای آموزش و پروش است که فقدان آن شدیداً احساس میشود. معاونین و مربیان به آن شکلی که شایسته و موردنیاز است الگو ندارند و راهبری نمیشوند و همین عامل باعث افت شدید کیفیت فعالیتهای پرورشی در مدارس شده است. همچنین این عدم آموزش و راهبری زمینه رفتن به سمت به یکسری فعالیتهایی که هیچ سنخیتی با اهداف معاونت پرورشی ندارند را مهیا کرده است.
لازم به ذکر است که آموزشهایی هم که در دانشگاههای فرهنگیان به دانشجویان رشته امورتربیتی داده میشود از کیفیت مناسبی برخوردار نیست و نمیتواند زمینهساز رشد و تربیت مربیان توانمندی باشد.
۴- هویت مربیان پرورشی: مورد آخر، و شاید از همه مهمتر، مسئله هویت مربیپرورشی است. در میان جامعه و حتی در میان خود معلمین، به مربیان پرورشی به عنوان معلمان دست چندم نگاه میشود و طوری وانمود میشود که انگار بود یا نبود آنها در مدارس تفاوتی نمیکند. بازگرداندن این هویت از دست رفته به مربیان، زمینه فعالیت تأثیر گذار آنها را فراهم میکند.
صحبتها پیرامون معاونت پرورشی بسیار است و شاید در فرصتهای دیگر به جزئیات بیشتری از این موضوع بپردازیم.
هدف از آنچه بیانشد صرفاً یادآوری این امر مهم فراموش شده در نظام تعلیم و تربیت ایران اسلامی بود که بنا است انشاالله پرچم حقخواهی و عدالتخواهی را به دست حضرت صاحبالزمان(عج) برساند، و این امر مهم انجام نمیشود مگر با تربیت نیروهای سرشار از ایمان و انگیزه. محل تربیت این نیروها همین مدارس ما هستند. اگر امروز به مسائل معاونت پرورشی و کمبود منابع آن توجه نکنیم، فردا دیر خواهد بود. در دنیای امروز که چالشهای فرهنگی و اجتماعی در حال افزایش است، باید از هر فرصتی برای تقویت و ارتقای این نهاد استفاده کنیم. آینده کشور و نسلهای آینده ایران اسلامی به همین امروزها بستگی دارد.
امید است که انشاالله بیش از پیش به این امر مهم در تصمیمگیریها توجه شود.
انتهای پیام/