یادداشت دانشجویی
پاسخی به دوگانه باطل امت-ملت
تعارض و تنازع بین هویت ها ایران جامعه را دچار آسیب های اجتماعی کرده است و همین موجب ایجاد دوگانه هایی به نام "ملت" و "امت" شده است.
یادداشت دانشجویی
تعارض و تنازع بین هویت ها ایران جامعه را دچار آسیب های اجتماعی کرده است و همین موجب ایجاد دوگانه هایی به نام "ملت" و "امت" شده است.
به گزارش پایگاه خبری-تشکیلاتی بعثنا، محمدحسین کریمیان؛ مسئول پایگاه شهید رجایی پردیس آیت الله طالقانی قم در یادداشتی به دوگانه باطل امت-ملت پرداخت:
وقتی می خواهیم راجع به دوگانهای به نام ملت و امت صحبت کنیم، ابتدا باید به تببین این دو مفهوم بپردازیم. در ادبیات و معارف دینی ما “ملت” به معنای پیروان یک دین یا آیین بوده است. و از این رو تعابیری نظیر “ملت ابراهیم” و “ملت اسلام” رواج داشته است. اما در تعریف روشنفکران غرب زده، ملت معادل (Nation) قرار گرفته و معنایی کاملا غیردینی و مدرن یافته است. “ملت” در تعریف این افراد، گروه بزرگی از مردم هستند که مطابق تفکر اومانیستی، صاحب حق حاکمیت و قانونگذاری هستند.
اما در تفکر اسلامی، ملت و البته به تعبیر صحیح تر “امت”، مجموعه ای از انسان ها هستند که حول محور عهد و ایمان دینی و با این اعتقاد که حق حاکمیت و قانونگذاری اصالتا از آن خداست، گرد هم جمع می شوند. و بر پایه احکام دینی زندگی می کنند و و مرکز هدایت کننده آن ها مفهوم دینی ولایت است.
جامعه ما دچار یک هویت ترکیبی است. از یک سو، در جامعه ما فرهنگ عاشورا و مهدویت، عمیقا نفوذ دارد. ولی از طرف دیگر، جامعه ما به نسبتی احساس وابستگی و تعلق نسبت به جامعه مدرن دارد. تعارض و تنازع بین این هویت ها جامعه را دچار آسیب های اجتماعی کرده است. و همین موجب ایجاد دوگانه هایی به نام “ملت” و “امت” شده است.
حال اگر کمی با دقت به مفهوم “امت” در بیانات امامین انقلاب بنگریم، خواهیم دید که معمولاً تا پیش از ظهور و عرضه نظریه ای به نام “ملت امام حسین”، همواره این مشکل وجود داشت که کسانی که بهسوی کنشورزی در جهان اسلام حرکت میکردند، برای ایجاد ارتباطی منسجم و عمیق، ناچار بودند از بخشی از شعائر هویتی و شیعی خود کوتاه بیایند. زیرا گمان میکردند وحدت به معنای نفی یا تضعیف هویت شیعی و مذهبی است. از سوی دیگر، جریانی از ملیگراها نیز وجود داشت که همواره با اضطراب از استحالهی هویت ملی، به تخطئهی هرگونه طرحی میپرداختند که قصد داشت با تکیه بر همپیمانی با دیگر ملتهای مسلمان که غالباً عربزبان بودند، پروژههای تمدنی جهان اسلام را پیش ببرد. پروژههایی که در رأس آنها مبارزه با صهیونیسم و رژیم اسرائیل قرار داشت.
شهید بهشتی نیز به خوبی به این مسئله اشاره کرده اند که:
ملتدوست بودن و مردمدوست بودن درست و صحیح است اما هدف را در یک فرد در یک دسته در یک قشر در یک ملت و یک نژاد محدود کردن شرک است. قصه این است که مسلمان، انسان معتقد به خدای ربالعالمین و پروردگار جهانیان است و اسلام یک آیین جهانی است. مسلمان به سعادت انسان به صورت یک کل نگاه می کند و در راه نجات انسان به صورت یک کل تلاش می کند. بر اساس جهانبینی اسلام، نجات یک ملت از نجات همه انسانها نمیتواند جدا باشد. پس اگر یک انسان، یک حزب، یک تشکیلات، یک قشر، یک ملت و یک نژاد بخواهد به سعادت برسد بر طبق جهانبینی اسلام باید به آزادی به نجات و رستگاری و فلاح همه انسانها بپردازد. اصولا یک مسلمان یا یک ملت مسلمان در برابر فلاح همه مسلمانان بلکه همه انسانهای جهان مسئولند.
اساس مشکل در نظر تئوریسینهای غرب گرا این است که مفهوم “وطندوستی” را با “وطنپرستی” ترکیب می کنند و خوشبختانه در مقابل این مفهوم اشتباه، نظریه ای به نام “ملت امام حسین” قد علم می کند و با تکیه بر هویتی که از عاشورا الهام میگیرد، ملیتها را نفی نمیکند، بلکه آنها را بهعنوان هویتهایی در دل امت بزرگ اسلامی بازتعریف میکند؛ هویتی که میتواند در برابر نظام سلطه بایستد و با همافزایی قدرت ملتها، موازنه را در جهان تغییر دهد.
مردم ایران با گرایش به مکتب امام حسین(ع)، هویت ملی خود را رها نکردند، بلکه آن را در سطح بالاتری بازسازی کردند و نقش تاریخی برای خودشان در تحقق عدالت اجتماعی و تمدن سازی به عهده گرفتند. نقشی که جامعه ایران با تمدن سازی جدید ایفا می کند، نقش موثر و فعال نسبت به عصر ظهور است.
جنگ دوازده روزه با اسرائیل نشان داد که نظریه “ملت امام حسین” دیگر از بحث های انتزاعی و مفاهیم چالشی عبور کرده و حنبه عینی به خود گرفته است. حضور متحدانه نیروهای سپاه و ارتش ایران، حشدالشعبی، حزب الله، حماس و انصارالله در مواجهه با رژیم صهیونیستی، نمود عینی همین هویت امت ساز است که آینده خاورمیانه و جهان را رقم خواهد زد.