به گزارش پایگاه خبری-تشکیلاتی بعثنا معاونت سیاستورزی بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان پردیس بنتالهدی صدر رشت، حنانه احمدی در یادداشتی به بررسی و نقد راهکارهای مطرحشده در یکی از بیانیههای اخیر برخی جریانهای سیاسی پرداخت.
انتشار بیانیهای از سوی برخی جریانهای سیاسی، که مدعی ارائه «راهکار برونرفت» از شرایط حاضر است، ضرورت واکاوی عمیقتر و نقدی منصفانه را ایجاب مینماید. اگرچه دغدغه بهبود شرایط موجود، به خودی خود قابل احترام است، اما صحت و اتقان راهکارهای پیشنهادی، زمانی محرز میشود که در ترازوی نقد علمی و با معیارهای انقلاب اسلامی سنجیده شوند.
۱. آشتی ملی؛ از مجرای قانون یا عدول از آن؟
مفهوم «آشتی ملی» به عنوان یک آرمان اجتماعی، همواره در کلام رهبران نظام مورد تأکید بوده است. اما پرسش محوری این است: آیا این مهم، مستلزم تعلیق احکام قضائی صادره از مراجع صالح و نادیده انگاشتن فرآیندهای قانونی است؟ به گواه تاریخ، تحقق پایدار «وفاق ملی» نه در نفی قانون، که در ایجاد فضای گفتمان سازنده و کاهش شکافهای اجتماعی، در ذیل چارچوب تغییرناپذیر قانون اساسی میسر خواهد بود. تجارب تاریخی گواه آن است که عفوهای عمومی، زمانی اصیل و ماندگارند که از موضع حکمت، اقتدار و مصلحت ملی ناشی شوند، نه از موضع انفعال یا تحت فشارهای برونسیستمی.
۲.دیپلماسی؛ مثلث میدان، رسانه و میز مذاکره
در عرصه سیاست خارجی، پیشنهاد «تعلیق داوطلبانه غنیسازی» – علیرغم ظاهر فریبنده – از پشتوانه تجربی محکمی برخوردار نیست. خاطره تلخ برجام، که در آن طرف مقابل بهوضوح از تعهدات خود عدول کرد، هشداری جدی در برابر تکرار چنین الگوهای شکستخوردهای است. حکمت دیپلماتیک ایجاب میکند که همانگونه که وزیر امور خارجه کشورمان به درستی اشاره فرمودند، «میدان و دیپلماسی» را نمیتوان از هم تفکیک کرد و برای رسیدن به پیروزی، ضلع سومی به نام «رسانه» و «روایتگری» ضروری است.
شگفتآنکه نهاد بینالمللی ذیربط (آژانس) حتی فاقد پروتکل مصوب برای بازدید از تأسیسات هستهای مورد حمله قرار گرفته است. این امر به وضوح نشان میدهد که چگونه برخی بازیگران بینالمللی خود از هر خط قرمزی عبور میکنند، اما انتظار دارند جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب «خطوط صورتی» تعریفشده آنان حرکت کند.
۳. آزادی؛ ادراک فانتزی یا حقیقت ایثاری
تبیین ارائهشده از مفاهیم «آزادی» و «استقلال» در این بیانیه، واجد نوعی سادهانگاری و فاصله گرفتن از واقعیتهای عینی است. این مفاهیم، مولفههایی انتزاعی و مجرد نیستند که با تصورات ذهنی و آرمانگراییهای بیپشتوانه محقق شوند. آنچه امروز به عنوان «آزادی» و «استقلال» تجربه میشود، ثمره سالها ایثار جانانه ملتی است که با پرداخت بهایی سنگین – از جان خود و عزیزانشان – آن را به دست آوردهاند. تقلیل این دستاوردهای عظیم به سطحی از درک که با پیشنهادات بیپشتوانه همراه است، نه تنها نادرست، که ظلم به آن همه فداکاری است.
۴. تناقض تاریخی؛ فراموشی تجربههای عبرتآموز
شگفتانگیز است که راهکارهای پیشنهادی، دقیقاً معطوف به همان عواملی است که دشمنان این ملت سالهاست برای نابودی ایران یکپارچه و انقلابی هدف گرفتهاند. این نادیده گرفتن واقعیتها، زمانی تراژیک میشود که به قیمت فراموشی درسهای تاریخ تمام شود. چگونه میتوان از ۱۲ روز جنگ تحمیلی خونین غافل شد؟ جنگی که در اوج مذاکراتی بر ملت ما تحمیل شد که عدهای آن را «راه نجات» میپنداشتند.
تاریخ به وضوح نشان میدهد که در بحرانیترین شرایط، آنچه توانسته استقلال و تمامیت ارضی کشور را حفظ کند، وفاق ملی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی بوده است، نه تسلیم در برابر پیشنهادهای به ظاهر فریبنده.
آینده سربلند ایران، در گرو هوشیاری، پایداری و ادامه مسیر مقاومت و ایثار است. مسیری که با خون شهیدان و فداکاریهای بیشائبه ملت به دست آمده است. این آینده، با تکیه بر نسخههای شکستخورده و پیشنهادات ناسازگار با گفتمان انقلاب اسلامی محقق نخواهد شد. بلکه نیازمند عزمی راسخ برای حفظ دستاوردها و حرکت رو به جلو در چارچوب ارزشهای اصیل نظام است.