یادداشت دانشجویی
دانشجومعلمان به دنبال هویت از دست رفته!
یادداشت دانشجویی محمد سعیدی، از مشکلات عدیده این روزهای آموزش و پرورش و بالاخص، هویت و انگیزه دانشجومعلم میگوید.
یادداشت دانشجویی
یادداشت دانشجویی محمد سعیدی، از مشکلات عدیده این روزهای آموزش و پرورش و بالاخص، هویت و انگیزه دانشجومعلم میگوید.

این روزها دیگر مدرسه و معلم را مثل گذشته نمیبینیم؛ فضای مجازی مانند ماری پر قد و قامت بر پیکره تربیت چنبره زده و افسار کار از دست معلمان درآمده است.
معلم که روزی در هر شهر و دیار الگویی برای سعادت فرزندان معرفی میشد، امروز در نگاه برخی، به یک کارمند مبدل گشته که حقوقش کفاف زندگانیاش را نمیکند و انگیزهای هم ندارد.
ثمرهی دوازده سال خون جگر خوردن معلمان برای تربیت نسلی برجسته را هم چند بلاگر و فعال اینستاگرامی به راحتی و در زمانی کوتاه از بین میبرند؛ حجم انبوه اصطلاحات غیر اصیلی که در محاوره با نسل جدید میبینیم، فقط بخشی از این تأثیر است.
در این بین نقش بیبدیل مدرسه در تربیت نیز توسط برخی قوانین، مردم و حتی خود معلمها به گرداب فراموشی سپرده شده؛ آموزش، نمره، امتحان و کنکور مجالی برای نهادینه کردن ارزشهای بنیادین در دانشآموزان نمیدهند.
حقوق پایین معلمان، تعداد سرسامآور دانشآموزان در کلاس درس، غیر کاربردی بودن بسیاری از محتواهای درسی و کمبود بودجه تنها بخشی از چالشهای بزرگترین دستگاه تربیتی کشوراند.
اما در این بین هیچ چیز به اندازه بیانگیزگی و ضعف دانشجومعلمان، آینده کشور را خطرناک نمیکند. هرچند ردپای محتوای غیرکاربردی و اساتید بیسواد در دانشگاه فرهنگیان نیز به وفور مشاهده میشود، اما نگاه معلمان آینده باید از جنس دیگری باشد.
رهایی از این گردابی که در آن ارزش معلم متزلزل شده و قدرت اثرگذاریاش به یغما میرود، فقط و فقط با تغییر نگاه به مدرسه و معلم ممکن میشود.