شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

۲۳:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۸

شکوه خجسته؛ روایت اقتدار ایران در پرتو حکمت و راهبرد انقلاب

ایران، همچون بخش عظیمی از خاورمیانه، بار دیگر در نقطه بزرگ گذرگاه تاریخ ایستاده است. یافتن منطق و نظم پشت اندیشه‌های حاکم در بالاترین سطوح رهبری به ما کمک می‌کند دیدگاه و نقطه‌نظر بهتری نسبت به گفتار ایشان داشته باشیم. رویدادهای پیش رو در...

شکوه خجسته؛ روایت اقتدار ایران در پرتو حکمت و راهبرد انقلاب

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، حمید رضا محمدی نیک جانشین برادر حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان استان چهارمحال و بختیاری در یادداشتی نوشت:

رهبر معظم و عظیم‌الشأن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، معمار اصلی و پاسدار راهبرد کلان ایران، شخصیتی بودند که جهان‌بینی او تنها سیاسی نبود، بلکه متشکل از تمدن، تاریخ و وحدت اسلامی–ایرانی بود. ایشان ایران عزیزمان را به‌عنوان یک الگوی ایرانی–اسلامی برای جهانیان و قطبی فرهنگی–نظامی در برابر زیاده‌خواهی استعمارگران و جهان‌خواران طمع‌طلب می‌دیدند.

تمام کسانی که روزگاری بر ضد بینش و آینده‌نگری راهبردی سیاست خارجی حضرت سید علی خامنه‌ای سخن می‌گفتند و درباره عمق استراتژیک به‌ظاهر اشتباه ایشان در روابط با کشورهایی شرقی همچون چین، روسیه و … انتقاد می‌کردند، اکنون دریافته‌اند که باید کدام سمت تاریخ و جغرافیا ایستاد تا در شرایط تحول‌آفرین تقابل میدان و توسعه قرار گرفت.

تبیین عمق و محور نظام جمهوری اسلامی ایران:

آبشخور انقلاب اسلامی از طریق حکمت‌های ریشه‌دار، پیوند و تطبیق حکمت ایرانی–اسلامی پایه‌گذاری گردیده که در اینجا به موارد مهمی از آن اشاره می‌گردد. در بعد اول، از سیر تطور زمان و گذر از انقلاب‌های نافرجام درس‌آموز، جنبش‌های اجتماعی و سیاسی و رسیدن به تتمه‌ای به نام انقلاب اسلامی که درون خود از سیر تاریخ، زیست‌بوم جغرافیایی ایران و دیگر ملت‌های انقلاب‌آفرین و جنبش‌ساز می‌باشد. بعد دیگر و مستحکم‌تر آن، برخاسته از (سنت، دین، عقل، اجماع)، احادیث و دیگر ادعیه منتسب به روح اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اسلام می‌باشد. در بعد دیگر، آوردن فلسفه در حوزه‌ها و بالاخص فلسفه ملاصدرا توسط امام در حوزه‌ها می‌بود که کاری بسیار خطیر و باارزش برای مستحکم‌تر کردن بنیان انقلاب ایجاد گردید.

انقلابی که از اجتماع مذهب، ملیت، برهان، سروش غیبی و زیست‌بوم جهان‌شمول آن، مانع از پراکندگی و تفرقه آن در طول نیم قرن استقامت و پایداری بر اساس ساخت و حفظ این ابعاد و اصول برخاسته از روح ملت و مکتب‌های زاده و موجود در حافظه تاریخی ایران و حتی دیگر ملت‌های همسایه را داراست. سهروردی در جایی از آن به نام (حکمت خسروانی) نام می‌برد که با ورود انقلاب اسلامی به ایران، حکمت کامل و جامع‌تری از آن بروز و دوباره ظهور و تجلی پیدا کرد و آن (حکمت نبوی).

همان حکمتی که با ورود حضرت محمد (ص)، نوعی حکومت‌داری جدید و جامع بر پایه سنت الهی وضع نمود و به تمامی ملت‌های جهان مخابره گردید. این انقلاب کشور را از مرحله ناقص در حکومت‌داری و دیوان‌سالاری نامنظم و پراکنده، تبدیل به ساختاری منسجم و مستحکم گردانید؛ فهم اندیشه حضرت امام شهید سید علی خامنه‌ای در شکست، ناپایداری و عقب‌ماندگی حکومت‌های ایران حتی تا به زمان ساسانیان، نبود ساختاری قدرتمند، دیوان‌سالاری منسجم و تطابق نداشتن آن حکومت‌ها با روح، خواسته‌ها و اشتراکات مذهبی، ملی و عقلانیت درون و بیرون آن می‌بود.

کشوری که از اقتدار کافی و لازم برخوردار است، این اقتدار مستحکم و متکی به ملت در مقابل قدرتی قرار می‌گیرد که به هرگونه بی‌توجهی و ناکارآمدی پاسخ محکم نشان می‌دهد. این اقتدار سرچشمه‌ای جز ملت، ابتکار و خدمت را در دستور کار قرار نخواهد داد. ولایت فقیه یعنی همین و به تو حق انتخاب و اراده از نوع درست و مصلح آن را در اختیار می‌گذارد.

بر طبق سنت الهی و مشروعیتی که از دل اقبال مردم و از روی اراده صورت می‌گیرد، مسجل می‌کند. روح جامعه همراه با حاکمیت از طرف رضایت آشکار و ضمنی است و سازگار با اصول، مبانی و سیاست‌های حاکم و حاضر آن است. زمانی که اقتدار و مشروعیت در کنار یکدیگر چارچوب‌بندی مطابق با بافت و محیط جامعه، حتی بالاتر از آن را دارا باشد، اگر هم مشکلی به وجود آید، چون روح و بافت محیط با ارزش‌ها و سیاست‌ها سازگاری داشته باشد، مشکل را درون خود هضم و برطرف می‌کند.

در طول این سال‌ها، در درون عاملان، عامران و جاهلان داخلی و مداخله‌گران بشر‌دوستانه خارجی، تلاش‌هایی صورت گرفت تا کشور را به‌ظاهر دچار ازکارافتادگی و نارضایتی کنند تا شاید مانند ملت‌ها و نظام‌های دیگر همچون لیبی، تونس، ونزوئلا و … ما را مرعوب و دچار جدال درونی و شکست‌خورده ببینند. دریغ از اینکه نه تفاوت ساختار ایران با دیگر نظام‌های حاضر در آسیای غربی و آمریکای جنوبی را می‌شناسند و نه حکیم فرزانه شهیدمان و مردم متمدن و عاقل انقلابی همیشه حاضر در صحنه را، که دست نااهلان را از رسیدن به مقصودشان ناکام گذاشته و خواهند گذاشت.

نباید مهارت حکیم فرزانه را دست‌کم گرفت؛ او نزدیک به نیم قرن بود که درگیر سه جنگ سرد هم‌زمان با اسرائیل، عربستان سعودی، ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای خلیج فارس بوده است و توانست با حفظ تمامیت ارضی، قدرت مقتدرانه خود را حفظ و استراتژیک عالی خود را ادامه دهد. استراتژی‌ای که از نوع جنگ نامتقارن، با دید درست نسبت به تاریخ ایران و نقطه ضعف‌های دشمن و نقطه قوت‌های جغرافیا، توان و ظرفیت در دست، از جنگ‌افزارهای کم‌هزینه بهره‌آور برای آینده ساخت.
و در زمان رسیدن تنش به روزی که جنگ از مدار جنگ سرد به جنگ مستقیم اختفا و بر اساس (استراتژیک صبر) اقدام نماید. و در حالی که ما تحت فشار تحریم‌های بین‌المللی و جنگ‌های ترکیبی قرار داشتیم و با ترور فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان مواجه بودیم، توانستیم رشد و پیشرفت خوبی را در طول این محاصره به وقوع بپیوندیم.

آنچه واضح است این است که ما در طول سال‌های اخیر توانسته‌ایم میدان و زمام امور را برای پیشبرد اهداف عالی جمهوری اسلامی ایران به دست بگیریم. دلیل آمدن خود آمریکا به جنگ با ایران، شکست شبه‌نظامیان و ناتوانی اسرائیل در اجرای طرح‌های آمریکا، از ورود او به خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و قبل‌تر از آن در زمان ۱۹۷۵ در جنگ داخلی لبنان، شکست اسرائیلی‌ها و پیروزی حزب‌الله لبنان، تا جنگ عراق علیه ایران در ۱۹۸۰، تا جنگ معروف سی‌وسه‌روزه ۲۰۰۶ و مجدد شکست در سال ۲۰۱۴ داعش، تا اخراج از افغانستان و عراق و دست نیافتن به سایکس–پیکوی جدید آمریکایی–اسرائیلی، موجب ورود آمریکا به‌عنوان طراح اصلی شد. نقشه‌ای که در آن شاید وجود دولت‌های عربی نباشد. راهبردهای عالی جمهوری اسلامی ایران بر اساس استراتژیک جنگ نامتقارن در طول این سال‌ها جواب داده و شاید در ظاهر، بر اساس جغرافیای سیاسی رفتن سوریه نوعی تغییر تاکتیک را اتخاذ کرد، اما گویای این شد که استراتژیک صبر و حرکت هوشمندانه و آهسته در طول این سالیان، موجب خلأی در روند کار جبهه مقاومت ایجاد نگردانید و با قدرت تا به امروز به کار خود ادامه داده است.

ایران، همچون بخش عظیمی از خاورمیانه، بار دیگر در نقطه بزرگ گذرگاه تاریخ ایستاده است. یافتن منطق و نظم پشت اندیشه‌های حاکم در بالاترین سطوح رهبری به ما کمک می‌کند دیدگاه و نقطه‌نظر بهتری نسبت به گفتار ایشان داشته باشیم. رویدادهای پیش رو در روزها، ماه‌ها و سال‌های آینده، اقداماتی فراتر از راهروهای قدرت در تهران خواهد داشت.

سازوکارهای نظم بین‌الملل که طی دهه‌ها ایران را به وضعیت متزلزل رسانده‌اند، راهبردی نیستند ناشی از قصدی برای گسترش یک ایدئولوژی یا تفکری کوتاه‌مدت؛ بلکه برخاسته از امنیت ملی، الهیات سیاسی–مذهبی، جغرافیای ساخت تمدن و تفکر بلندپایه ایرانی–اسلامی هستند که در رقابت‌های منطقه‌ای، تجربه‌های تاریخی ایرانی–اسلامی و جریان‌های ضد امپریالیستی برای شکست اندیشه‌های لیبرالیستی جهان‌بین، استعمارگر و برده‌ساز قرن بیستم ریشه دارند.

ما این شعار را به تمام مظلومان و تحت‌ظلم قرارگرفته‌گان عالم اعلام می‌کنیم و به آنان نوید می‌دهیم که همچنان‌که ما دیوار استثمار را با سنگ‌های ابابیل مورد اصابت قرار دادیم و تاریکی که بر نور احاطه کرده بود را کنار زدیم، روزی خواهد رسید که مشرق را بر این جهان بتابانیم و وعده حق الهی
«اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرْکُم وَ یُثَبِّتْ اَقدامَکُم»
را با استقامت و پایداری‌مان محقق گردانیم.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس