به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا به نقل از فارس، در پی تحولات ناشی از جنگ اخیر و با گذشت چند ماه از آن، ایده و طرح «مدرسه جنگ» که توسط جمعی از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مطرح شده، بهعنوان یکی از محورهای جدی در حوزه بازتعریف نظام تعلیم و تربیت کشور، از سوی دانشجویان در حال پیگیری و مطالبهگری است. این طرح با هدف بهرهگیری از ظرفیتهای ایجادشده پس از جنگ و تبدیل آن به فرصتهای تربیتی، در چارچوب گفتمان «ایران قوی» شکل گرفته و در امتداد بحثهای چندساله درباره ضرورت اصلاح و بهروزرسانی محتوای آموزشی و ضعفهای ساختاری نظام تعلیم و تربیت، تلاش دارد نسبت آموزش و پرورش را با شرایط جدید اجتماعی و سیاسی کشور بازخوانی کند. در همین راستا، روزبهانی جانشین خواهران مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان، عباسی معاون سیاستورزی این مرکز و اخوان عضو بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان، برای تبیین ابعاد ایده «مدرسه جنگ» و بررسی نسبت آن با آینده نظام تعلیم و تربیت و تحقق ایران قوی، در خبرگزاری فارس حضور یافته و با ما به گفتوگو نشستند.

روزبهانی: «مدرسه جنگ» یک ضرورت تربیتی است
روزبهانی، جانشین خواهران مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان، در مورد ایده «مدرسه جنگ» و ضرورت بازتعریف نظام تعلیم و تربیت در شرایط پس از جنگ گفت: برای تبیین جدیتر این ایده برای مخاطبان، بهویژه بدنه دانشجومعلمان، لازم است مقدماتی مطرح شود. در این چارچوب، همواره این گزاره مورد تأکید قرار میگیرد که «ایران پس از جنگ نباید به ایران پیش از جنگ بازگردد» و اساساً نیز چنین بازگشتی ممکن نیست. معتقدیم این گزاره باید محقق شود و صرفاً در حد یک شعار باقی نماند. همانگونه که در عرصه نظامی و سایر حوزهها باید این گذار تحقق پیدا کند، جریان تعلیم و تربیت نیز نباید از این قاعده مستثنا باشد. از این رو، نظام تعلیم و تربیت و جریان آموزش و پرورش باید جلوهای جدید از خود به نمایش بگذارند و نسبت به دغدغهها، رویکردها و فعل و انفعالات پیش از جنگ، دچار تحول شوند.
وی افزود: امروز در موقعیتی قرار داریم که با اطمینان میتوان گفت جمهوری اسلامی ایران در شکلگیری نظم جدید جهانی، نقشی بیبدیل و غیرقابل مقایسه با بسیاری از کشورها ایفا میکند. بنابراین، تمامی مناسبات کشور نیز باید متناسب با این شرایط بازتعریف شوند و رویکردها و کارکردهای خود را نسبت به دوره پیش از جنگ تغییر دهند. با این حال، نظام تعلیم و تربیت تا حدودی از این جریان فاصله گرفته و نیازمند تلنگری جدی است تا بتواند در بازتعریف نقشها، برنامهها و رویکردهای خود، بیش از گذشته به آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی بازگردد.

جانشین خواهران مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان عنوان کرد: در مجموعه بسیج دانشجویی، هرگز اینگونه نبوده که صرفاً پس از وقوع یک جنگ نظامی، به ضرورت حاکم کردن گفتمان مبارزه با استکبار در نظام تعلیم و تربیت توجه کرده باشیم. اساساً نگاه ما بر این مبنا استوار بوده که جنگ نظامی، تنها یکی از قلههای تقابل جمهوری اسلامی با نظام استکباری محسوب میشود. از ابتدای انقلاب اسلامی و حتی از آغاز خلقت انسان، جدال میان حق و باطل وجود داشته و انقلاب اسلامی نیز یکی از تجلیهای برجسته این تقابل تاریخی است. بر همین اساس، همواره معتقد بودهایم که در نزاعی دائمی با جریان کفر، استکبار و باطل قرار داریم و به همین دلیل، شیوه مواجهه ما با موضوعات مختلف باید مبتنی بر ادبیات سیاسی و سرشار از روحیه مبارزه با نظام سلطه باشد.
روزبهانی با بیان اینکه جنگ تحمیلی اخیر هنوز برای برخی از مدیران و بدنه ستادی آموزش و پرورش به یک تلنگر جدی تبدیل نشده است، گفت: به نظر میرسد هنوز این ضرورت بهخوبی درک نشده که دستگاه تعلیم و تربیت باید از این پس با نگاهی متفاوت به ماهیت و مأموریت خود بنگرد. از همین رو، در قالب ایده «مدرسه جنگ» و در گفتوگو با معاونان وزارت آموزش و پرورش و رؤسای سازمانهای تابعه، این پرسش را مطرح کردیم که برنامه آنان برای شرایط پس از جنگ چیست.
وی ادامه داد: البته شخصاً با واژه «پساجنگ» همراهی کامل ندارم؛ چرا که معتقدم جمهوری اسلامی ایران در یک نبرد موجودیتی با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا قرار دارد و این تقابل تا زمانی ادامه خواهد یافت که طرف مقابل دیگر توان و قدرت اثرگذاری نداشته باشد. با این حال، در گفتوگو با مسئولان، تلاش کردیم به صورت مصداقی این موضوع را بررسی کنیم. برای نمونه، هنگامی که با رئیس دانشگاه فرهنگیان وارد گفتوگو میشویم، این پرسش را مطرح میکنیم که آیا معلم پس از جنگ تحمیلی سوم نباید با معلم پیش از این جنگ تفاوت داشته باشد؟
جانشین خواهران مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان بیان کرد: اگر بپذیریم که پس از این تحولات، بهویژه با توجه به اینکه نخستین هدف دشمن، جریان تعلیم و تربیت و قلب تپنده آن یعنی مدرسه و معلم بوده است، باید این هشدار را جدی بگیریم که مدارس کشور نیز باید متناسب با این شرایط بازتعریف شوند. از این منظر، در اولویت قرار دارد که معلمانی برای مبارزه با استکبار تربیت شوند؛ معلمانی که بتوانند تقابل با دشمن را هم در فرایند تربیتی خود درک کنند و هم در ارتباط با دانشآموزان و فضای مدرسه، آن را به نمایش بگذارند. روزبهانی با اشاره به وضعیت فعلی دانشگاه فرهنگیان گفت: هنوز درگیر محتوای برنامههای درسی هستیم و معماری کلان برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان، متأثر از نظریهپردازان غربی متعلق به شصت سال گذشته است؛ نظریههایی که حتی در نظام آموزشی غرب نیز منسوخ شدهاند. با این حال، همچنان محتوای آموزشی ما بر مبنای همین دیدگاهها تنظیم میشود؛ دیدگاههایی که آموزش را به مثابه کالا تلقی میکنند و آن را امری هزینهزا میدانند. بنابراین، یکی از مهمترین پرسشهای ما از مسئولان دانشگاه فرهنگیان این است که برنامه آنان برای برداشتن گام دوم در مسیر تربیت معلم و تربیت معلمی که بتواند در برابر فعل و انفعالات دشمن ایفای نقش کند، چیست. وی افزود: معماری کلان برنامه درسی تنها بخشی از این مسئله است و سایر مناسبات دانشگاه فرهنگیان نیز باید با همین نگاه بازطراحی شوند. همچنین باید مشخص شود که در سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و سازمان تألیف کتب درسی، چه تحولاتی قرار است رخ دهد. ما معتقدیم که حتی اجزای برنامه درسی رسمی مدارس نیز باید با ادبیات مقاومت عجین شوند.

جانشین خواهران مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تشریح کرد: در برخی استانها، دانشجویان ایدههایی برای پیوند مفاهیم دروس مختلف با مفهوم مقاومت ارائه کردهاند؛ برای مثال، در حوزه درس ریاضی یا در زمینه بازنگری محتوای کتابهای جغرافیا، پیشنهاد شده است که به جای تمرکز صرف بر مباحث طبیعی، ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جغرافیا نیز مورد توجه قرار گیرد. امروز جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از این عرصهها نقش راهبردی و اثرگذاری ایفا میکند و این موضوع باید در نظام آموزشی نیز منعکس شود تا دانشآموزان درک درستی از جایگاه کشور خود در نظم جدید جهانی پیدا کنند. روزبهانی با بیان اینکه محتوای برنامه درسی پس از جنگ تحمیلی سوم باید با گذشته متفاوت باشد، گفت: این تغییر نباید محدود به کتابهای درسی باشد. برای نمونه، در گفتوگو با سازمان نوسازی مدارس، این موضوع را مطرح کردیم که بازسازی مدارس آسیبدیده از جنگ میتواند با بهرهگیری از اصول معماری ایرانی ـ اسلامی صورت گیرد و از الگوهای رایج و وارداتی فاصله بگیرد. به بیان دیگر، حتی کالبد فیزیکی مدارس نیز میتواند متناسب با این رویکرد جدید بازتعریف شود.
وی اظهار داشت: در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز میتوان از ظرفیت نویسندگان، شاعران، هنرمندان و فعالان فرهنگی بهره گرفت تا آثار و تولیداتی متناسب با ادبیات مقاومت خلق شود. امروزه در میان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، افرادی حضور دارند که در زمینه شعر، داستان و سایر تولیدات فرهنگی با محوریت مقاومت فعالیت میکنند و میتوان از توانمندی آنان در این مسیر استفاده کرد.
جانشین خواهران مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تصریح کرد: همه ارکان و اجزای نظام تعلیم و تربیت باید برای شرایط پس از جنگ تحمیلی سوم، برنامهای مشخص داشته باشند و تعیین کنند که چگونه میخواهند جایگاه مدیریتی، مأموریتها و برنامههای خود را متناسب با اقتضائات جدید بازتعریف کنند. تغییر و تحول متناسب با شرایط امروز، ضرورتی اجتنابناپذیر است و باید در تمامی سطوح نظام آموزشی کشور مورد توجه قرار گیرد. همچنین در نظر داریم این گفتمان را در سطح استانها نیز دنبال کنیم و نمایندگان مجلس، رؤسای پردیسها و مراکز دانشگاه فرهنگیان، اعضای هیئت علمی و سایر مدیران آموزشی را در این مسیر همراه سازیم تا این نگاه در فرایندهای مدیریتی و آموزشی کشور نیز جاری شود.
عباسی: ایران پس از جنگ به مدرسهای متفاوت نیاز دارد
عباسی، معاون سیاستورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان، در خصوص ضرورت بازتعریف نقش دانشگاه و نظام تعلیم و تربیت در ایرانِ پس از جنگ اظهار داشت: یاد و خاطره شهدای اقتدار جمهوری اسلامی ایران، بهویژه شهید رشید، شهید عباسی و شهید باقری که سالگرد شهادت آنان در جنگ دوازدهروزه فرارسیده است، گرامی میداریم. این جنگ را میتوان برای بسیاری از نسلهای امروز، تجلی عینی نبرد با استعمار دانست.
وی افزود: در جریان این جنگ، تلاش داشتیم کنشی متناسب با شأن و هویت دانشجویی تعریف کنیم؛ کنشی که بتواند نقش دانشجو در دانشگاه را از سایر اشکال حضور اجتماعی متمایز سازد. مقصود آن بود که فعالیتی انجام دهیم که ضمن حفظ ماهیت دانشجویی، به دانشگاه نیز بازگردد و با اقداماتی نظیر حضور میدانی، فعالیتهای اجتماعی و تحلیلهای سیاسی رایج، تفاوت داشته باشد.

معاون سیاستورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان عنوان کرد: هنگامی که از دانشگاه سخن میگوییم، از نهادی صحبت میکنیم که از اندیشه حضرت امام خمینی(ره) تا رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، همواره نقشی مؤثر در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی داشته و صرفاً در حد یک نهاد عادی عمل نکرده است. بر همین اساس، به این جمعبندی رسیدیم که پیگیری مسئله ایرانِ پس از جنگ، مسئولیتی است که بر عهده ما قرار دارد.
عباسی با بیان اینکه پس از بررسی اخبار، مطالعه دیدگاههای اندیشکدهها و گفتوگو با صاحبنظران مختلف، دریافتیم که در حوزههای اقتصادی، سیاسی و نظامی، مباحث متعددی برای طرح و بررسی وجود دارد، اظهار داشت: با توجه به اینکه فعالیت ما در دانشگاه فرهنگیان تعریف میشود، مشاهده کردیم که عرصه نظام تعلیم و تربیت در این زمینه مغفول مانده است؛ نه مسئولان درباره این موضوع اظهارنظر میکردند، نه کارشناسان دیدگاه مشخصی ارائه میدادند و نه تشکلهای مرتبط، پیگیری جدی نسبت به آن داشتند.
وی ادامه داد: از روزهای پایانی جنگ، حدوداً از دهم فروردینماه، گفتوگو با سیزده نفر از کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت را آغاز کردیم. این افراد شامل مسئولان سابق ساختار رسمی، نظریهپردازان مستقل، متخصصان علوم تربیتی فعال در نظام آموزشی و همچنین صاحبنظرانی از حوزههای مدیریت، علوم سیاسی و علوم اجتماعی بودند که از بیرون ساختار رسمی به موضوع مینگریستند.
معاون سیاستورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان بیان کرد: در این گفتوگوها تلاش کردیم بایدها و نبایدهای اداره نظام آموزش و پرورش در دوران جنگ و پس از جنگ را شناسایی کنیم. در نهایت به این جمعبندی رسیدیم که سه وضعیت پیشروی نظام تعلیم و تربیت قرار دارد: نخست، بازگشت به عقب و اتخاذ رویکردی ارتجاعی؛ دوم، حفظ وضعیت موجود به هر نحو ممکن؛ و سوم، حرکت به سوی پیشرفت و تحول؛ تحولی که بیش از یک دهه در فرمایشات مقام معظم رهبری مورد تأکید قرار گرفته و تا واپسین لحظات حیات شهید رئیسی نیز بر آن تأکید شده بود.
عباسی با اشاره به تصمیمات اتخاذشده پس از جلسات تخصصی گفت: به این نتیجه رسیدیم که ایدهها و راهکارهای متعددی برای اقدام وجود دارد. از بیستوسوم فروردینماه، به حدود ده نفر از مسئولان عالیرتبه نظام تعلیم و تربیت کشور نامه ارسال کردیم. در این نامهها، ایدهای با عنوان «مدرسه جنگ» مطرح شد و درخواست کردیم تا در قالب گفتوگوهای تخصصی، این ایده مورد بررسی قرار گیرد؛ بهگونهای که ابعاد رسانهای آن نیز مورد توجه قرار گیرد و معلمان، دانشجومعلمان، دانشآموزان، خانوادهها و حتی کارکنان آموزش و پرورش در آن مشارکت داشته باشند. همچنین پیشنهاد شد که معاونان مختلف وزارت آموزش و پرورش، متناسب با حوزه مسئولیت خود، درباره این موضوع به گفتوگو بپردازند، ایدههای خود را مطرح کنند و به پرسشهای موجود پاسخ دهند.

معاون سیاستورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تشریح کرد: در مراحل اولیه، برخورد مسئولان با این موضوع عمدتاً سطحی بود. با این حال، پیگیریهای مستمر، رفتوآمدها و گفتوگوهای متعدد موجب شد روند برگزاری جلسات آغاز شود. در دوازدهم اردیبهشتماه، همزمان با مراسم گرامیداشت مقام معلم، یکی از معاونان وزیر را به صورت حضوری ملاقات کردیم و از ایشان برای حضور در این جلسات دعوت به عمل آوردیم. ایشان نیز پذیرفتند و نخستین جلسه با سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک برگزار شد.
وی با اشاره به بازخوردهای مثبت این اقدام اظهار داشت: بسیاری از افراد از اینکه یک تشکل دانشجویی به این موضوع ورود کرده و مسئلهای مغفول را در دستور کار قرار داده است، استقبال کردند. پس از برگزاری جلسه نخست و بازتاب رسانهای آن، سایر معاونتها نیز برای همکاری اعلام آمادگی کردند. در این راستا، جلساتی با رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، حجتالاسلام لطیفی،حکیمزاده معاون آموزش ابتدایی، آذرکیش معاون آموزش متوسطه و ملکی معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد.
وی ادامه داد: قرار بود جلسهای نیز با رئیس دانشگاه فرهنگیان برگزار شود، اما تغییرات مدیریتی در دانشگاه مانع از تحقق آن شد. در خلال این فرآیند، به چند مسئله اساسی دست یافتیم. یکی از مهمترین موضوعاتی که همواره در مصاحبهها و گفتوگوها بر آن تأکید داشتیم، برگرفته از بیانات مقام معظم رهبری درباره نقش مردم در فرآیند سیاستگذاری کشور بود.
عباسی تصریح کرد: مردمی که در مقاطع حساس کشور حضور فعال داشتهاند و برای حفظ نظام هزینه دادهاند، باید در ساختارهای حکمرانی نیز نقشآفرین باشند. از این رو، پرسش اساسی ما از مسئولان این بود که چه نقشی برای مردم در نظام تعلیم و تربیت تعریف کردهاند. بر اساس فرمایشات رهبر معظم انقلاب، مسئولان موظفاند زمینه نقشآفرینی مردم را فراهم کنند. اما در گفتوگوهای انجامشده، مشخص شد که اغلب افراد، برنامه مشخص و رویکرد تحولی برای این مسئله ندارند.
عباسی تصریح کرد: مردمی که در مقاطع حساس کشور حضور فعال داشتهاند و برای حفظ نظام هزینه دادهاند، باید در ساختارهای حکمرانی نیز نقشآفرین باشند. از این رو، پرسش اساسی ما از مسئولان این بود که چه نقشی برای مردم در نظام تعلیم و تربیت تعریف کردهاند. بر اساس فرمایشات رهبر معظم انقلاب، مسئولان موظفاند زمینه نقشآفرینی مردم را فراهم کنند. اما در گفتوگوهای انجامشده، مشخص شد که اغلب افراد، برنامه مشخص و رویکرد تحولی برای این مسئله ندارند. وی افزود: برخی حتی این موضوع را چندان جدی تلقی نمیکردند و در پاسخ، صرفاً به برنامههای کلی دولت در زمینه مشارکت مردمی اشاره میکردند. در حالی که این مسئله، فراتر از اقدامات عمرانی و اجرایی بوده و نیازمند تحولی عمیق در رویکردهاست. این امر نشان میدهد که ادبیات تحول و مردممحوری هنوز به گفتمان غالب در مدیریت نظام تعلیم و تربیت تبدیل نشده است.
عباسی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از پرسشهای ما این بود که غایت مطلوب نظام آموزشی از تربیت دانشآموز چیست. آیا هدف صرفاً تربیت دانشآموزانی منضبط و موفق در امور آموزشی است، یا اینکه مفاهیمی نظیر مقاومت، تربیت سیاسی و تعلق خاطر به جمهوری اسلامی ایران نیز در برنامههای تربیتی جایگاه دارند. وی افزود: در شرایط کنونی، بسیاری از دانشآموزان در نتیجه تحولات اجتماعی و سیاسی، شناخت بیشتری نسبت به موضوعاتی همچون جنگ و صلح، مذاکره، مسائل ژئوپلیتیک و تحولات منطقهای پیدا کردهاند. چنانچه نظام رسمی آموزش و پرورش نتواند این ظرفیت ایجادشده را در فرآیند تعلیم و تربیت به کار گیرد، این فرصت از دست خواهد رفت و دانشآموزان به روال پیشین بازخواهند گشت.
عباسی اظهار داشت: متأسفانه در گفتوگو با مسئولان، کمتر نشانهای از توجه به این ظرفیت مشاهده شد و برخی حتی معتقد بودند که وضعیت موجود حاصل برنامهریزیهای پیشین نظام آموزشی است و تحولات اجتماعی اخیر تأثیر تعیینکنندهای نداشته است؛ ادعایی که قضاوت درباره آن را باید به افکار عمومی واگذار کرد. وی در ادامه بیان کرد: موضوع دیگری که پیگیری میکردیم، واکنش مدیران ارشد آموزش و پرورش در مواجهه با جنگ بود. این پرسش مطرح بود که آیا از همان ابتدا، ستادهای مدیریت بحران تشکیل دادهاند، از ظرفیتهای موجود بهره گرفتهاند و رویکردی متناسب با شرایط جنگی اتخاذ کردهاند یا خیر. بررسیها نشان داد که به جز تعداد محدودی از مدیران، اغلب رویکردی منفعلانه در پیش گرفتهاند و صرفاً به حفظ روند عادی آموزش بسنده کردهاند.
معاون سیاستورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تصریح کرد: هدف نهایی این تلاشها، رساندن ادبیات حکمرانی نظام تعلیم و تربیت به نقطهای است که ضرورت تغییر و تحول را بپذیرد. در غیر این صورت، سرمایه اجتماعی شکلگرفته در جامعه ممکن است به ضدسرمایه اجتماعی تبدیل شود و فرصتهای موجود به تهدید بدل گردد. بنابراین، مدیریت ایران پس از جنگ، مستلزم اتخاذ رویکردی متناسب با شرایط جدید و بهرهگیری از ظرفیتهای ایجادشده است. وی افزود: اگر از این فرصتها استفاده نشود، کشور از ظرفیتهای ارزشمندی که برای پیشرفت و اقتدار فراهم شدهاند، محروم خواهد ماند. از این رو، انتظار میرود مسئولانی که از دقت نظر و محاسبه صحیح برخوردارند، بر اساس تأکیدات رهبر معظم انقلاب، از این ظرفیتها بهرهبرداری جدی کنند.
عباسی اظهار داشت: هدف نهایی این جلسات و گفتوگوها آن است که میان وزارت آموزش و پرورش، ساختار رسمی و ظرفیتهای اجتماعی و تخصصی موجود، همافزایی ایجاد شود تا بتوان در مسیر تحول و متناسب با شرایط پس از جنگ، اقدامات مؤثرتری انجام داد. وی گفت: امیدواریم جلسهای با وزیر آموزش و پرورش برگزار شود تا ایشان شخصاً پیگیری این موضوع را در سطح نظام تعلیم و تربیت بر عهده گیرند؛ چراکه در بسیاری از موارد، بدون حمایت و دستور صریح سطوح عالی مدیریتی، حتی دقیقترین و کارشناسیترین ایدهها نیز به مرحله اجرا نخواهند رسید. عباسی همچنین خاطرنشان کرد: با وجود تمام این تلاشها، برخی مسئولان در پاسخ به نامهها و درخواستهای ما اعلام کردند که نیازی به چنین گفتوگوهایی احساس نمیکنند و مباحث مطرحشده را صرفاً در حد شعار و نظریه میدانند. با این حال، تجربه نشان داده است که همین آرمانها و مبانی نظری، نقش تعیینکنندهای در حفظ استقلال و اقتدار کشور داشتهاند.
وی تأکید کرد: رویکرد ما آن است که از طریق گفتوگو، و در مواردی نیز با مطالبهگری منصفانه، مسئولانه و جدی، زمینه تحقق این ایدهها و دستیابی به نتایج مورد انتظار را فراهم کنیم.
اخوان: ایده «مدرسه جنگ» به ساخت ایران قوی کمک میکند
اخوان، عضو بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان، در مورد ایده «مدرسه جنگ» و نسبت آن با تحقق ایران قوی گفت: با گذشت حدود یکصد روز از شهادت رئیسجمهور شهید، همچنان داغ فقدان ایشان در دلهای ما باقی است. دوستان پیش از این به جزئیات موضوع پرداختند، اما مایلم از زاویهای دیگر و با استفاده از مفهوم «ایران قوی» به این مسئله نگاه کنم و توضیح دهم که ایده مدرسه جنگ چگونه میتواند در تحقق این هدف به ما کمک کند.
وی افزود: پس از صدور بیانیه گام دوم انقلاب در سال ۱۳۹۷، مسیر جدیدی برای آینده انقلاب اسلامی ترسیم شد. در این بیانیه، مؤلفههایی همچون مسئلهمحوری، کارآمدی و سایر شاخصهای مورد نیاز برای حرکت در گام دوم مورد تأکید قرار گرفت. هرچه از آن مقطع زمانی فاصله گرفتیم، بیش از پیش به این نتیجه رسیدیم که نمیتوان با شیوهها و رویکردهای گذشته به استقبال آینده رفت؛ هرچند در آن زمان، ضرورت فوری برای ایجاد تغییرات بنیادین در حوزههای مختلف به اندازه امروز احساس نمیشد.

عضو بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان عنوان کرد: یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ و آنچه ایده مدرسه جنگ برای ما روشن ساخت، درک ضرورت انجام تحولاتی بود که مدتها نیاز به تحقق آنها احساس میشد. پس از بیانیه گام دوم، در حوزههای مختلف از جمله مدرسهسازی، معماری مدارس و حتی در سطوح کلانتر مانند سیاستگذاری در حوزه مسکن، با موضوعاتی مواجه شدیم که همگی ذیل مفاهیمی همچون کارآمدی، مسئلهمحوری و بومیسازی علم قابل تحلیل هستند. هرچه دامنه این مسائل گستردهتر میشود، اهمیت حرکت به سمت حل مسائل متناسب با اقتضائات بومی کشور بیش از پیش آشکار میگردد.
اخوان با بیان اینکه در حوزههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی باید به سمت الگوهای متناسب با زیستبوم کشور حرکت کرد، گفت: یکی از نکات مهم این است که تقابل میان جبهه حق و باطل، موضوعی محدود به زمان حال نیست و از آغاز خلقت انسان وجود داشته است. این دشمنی تاریخی تا امروز ادامه یافته و اشکال مختلفی به خود گرفته است. از این منظر، استعمار و سلطهجویی نیز پدیدهای مستمر بوده و بر همین اساس، ما موظف هستیم کارآمدی علمی خود را در مسیر بومیسازی و متناسبسازی با نیازهای جامعه ایرانی ـ اسلامی قرار دهیم.
وی ادامه داد: در چارچوب ایده مدرسه جنگ، به این نتیجه رسیدهایم که دیگر نمیتوان با همان دستفرمان گذشته حرکت کرد. شرایط جدید، الزاماتی را برای ما ایجاد کرده است که نمیتوان نسبت به آنها بیتفاوت بود. پس از تجربه جنگ، این گذار ذهنی بیش از گذشته در ما شکل گرفته که استمرار مسیر گذشته پاسخگوی نیازهای امروز نخواهد بود و اگر همچنان بر همان رویهها اصرار ورزیم، جامعه نیز آن را نخواهد پذیرفت؛ چرا که جنگ ضرورتهای جدیدی را پیش روی کشور قرار داده است.
عضو بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان بیان کرد: نمیتوان در عرصه نظامی به جایگاه قدرت و اقتدار دست یافت و در عین حال، در حوزه فرهنگ از تحقق چنین جایگاهی غفلت کرد. مسئله بومیسازی علم دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند. همانگونه که در حوزه صنایع دفاعی و توان موشکی به خودکفایی رسیدهایم، باید در عرصه فرهنگ و تعلیم و تربیت نیز به سمت خوداتکایی و طراحی الگوهای متناسب با فرهنگ و هویت بومی خود حرکت کنیم؛ زیرا بخش مهمی از فرایند تربیت نسل آینده در همین حوزه شکل میگیرد.
اخوان با اشاره به ضرورت تحول در نظام آموزشی گفت: مدرسه جنگ به ما نشان میدهد که پس از تجربه جنگ، تغییر و تحول در نظام تعلیم و تربیت به یک ضرورت تبدیل شده است. این ضرورت، امری انتخابی یا سلیقهای نیست، بلکه اقتضای شرایط جدید کشور است و باید در سطوح مختلف مدیریتی مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: در همین راستا، این موضوع در گفتوگوهای ما با معاونان وزارت آموزش و پرورش و همچنین در تعاملاتی که با وزیر محترم آموزش و پرورش دنبال خواهد شد، مطرح شده است. امیدواریم بتوانیم این ایده را به مرحله اجرا و تحقق برسانیم و مسئولان نیز ضرورت این تحول را بیش از پیش درک کنند.
عضو بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تشریح کرد: هدف ما آن است که این ضرورت به عنوان یک مطالبه جدی در نظام تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گیرد؛ ضرورتی که برآمده از شرایط جدید کشور و نیازمند بازنگری در رویکردها، سیاستها و برنامههای آموزشی و تربیتی است. اخوان با بیان اینکه تجربه جنگ نشان داد ادامه مسیر گذشته نمیتواند پاسخگوی نیازهای آینده باشد، گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف شیوههای مواجهه با مسائل مختلف هستیم و این بازتعریف باید مبتنی بر بومیسازی، کارآمدی و توجه به اقتضائات فرهنگی و اجتماعی کشور صورت گیرد.
وی اظهار داشت: تحقق ایران قوی، مستلزم آن است که در تمامی عرصهها، از جمله تعلیم و تربیت، به سمت الگوهای متناسب با ظرفیتها و نیازهای داخلی حرکت کنیم و از تداوم الگوهای ناکارآمد گذشته پرهیز نماییم. عضو بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تصریح کرد: امیدواریم گفتوگوهای صورتگرفته با مسئولان ذیربط به نتایج عملی منجر شود و مدیران نظام آموزشی نیز این واقعیت را بپذیرند که تحول در شرایط کنونی، یک ضرورت اجتنابناپذیر است و باید با جدیت در مسیر تحقق آن گام برداشت.