به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، محمدمهدی دستجانی فراهانی؛ دانشجوی دانشگاه فرهنگیان شهید باهنر اراک در یادداشتی نوشت:
در ادبیات راهبردی، هنگامی که یک بازیگر در میدان رویارویی مستقیم با محدودیت یا بنبست عملیاتی مواجه میشود، الگوی رفتارش دچار دگرگونی میگردد. یکی از شناختهشدهترین این دگرگونیها، چرخش از هدفگیری عناصر میدانی به سوی زیرساختهای حیاتی است؛ تغییری که بیش از آنکه کارکرد صرفاً نظامی داشته باشد، حامل پیامهای چندلایه سیاسی، روانی و اجتماعی است.
این جابهجایی اهداف، معمولاً نشانهای از استیصال عملیاتی یا ناکامی در تحقق اهداف اولیه تلقی میشود؛ لحظهای که بازیگرِ تحت فشار، راهبرد خود را از «پیشروی در میدان» به «فشار بر جامعه» منتقل میکند. هدف اصلی چنین اقداماتی، آزمودن میزان تابآوری اجتماعی، سنجش ظرفیت تحمل مردم در برابر اختلالات، و ارزیابی حدّ انسجام داخلی در شرایط تنش است.
در نگاه تحلیلگران، این مرحله از درگیری، میدان واقعی رقابت ارادههاست؛ جایی که وزن تصمیمسازی دیگر تنها در توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه به کیفیت ایستادگی اجتماعی و نوع مواجهه مردم با فشارها وابسته است. به بیان دیگر، ضربهزدن به زیرساختها گاه نه برای دستیابی به نتیجه فوری، بلکه برای برهمزدن موازنه روانی ـ اجتماعی و کشف نقطه ضعف احتمالی در رفتار جمعی جامعه به کار گرفته میشود.
از همین رو، چنین اقداماتی را باید نه صرفاً واکنشی تاکتیکی، بلکه تلاشی برای بازتعریف میدان نزاع دانست؛ نزاعی که مرزهایش از جغرافیای نبرد عبور میکند و به قلمرو سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و پایداری روانی جامعه میرسد. تحلیل روندها نشان میدهد که در این مرحله، سرنوشت معادله نه فقط در میدان، بلکه در میزان استواری مردم در برابر فشارهای غیرمستقیم رقم میخورد.»