چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

۲۳:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۴

تغییر فاز در منازعه: از تهدید پرشدت تا سکوت صحنه نبرد

در این مقطع، نقش حضور فعال جامعه، حفظ انسجام داخلی و آمادگی روانی بسیار در میدان جنگ و مذاکره تأثیر می گذارد؛ زیرا سکوت میدان لزوماً به‌معنای پایان درگیری نیست، بلکه ممکن است پیش‌درآمد مرحله‌ای تازه باشد که ماهیت آن هنوز تثبیت نشده است.

تغییر فاز در منازعه: از تهدید پرشدت تا سکوت صحنه نبرد

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، محمدمهدی دستجانی فراهانی دانشجوی دانشگاه فرهنگیان شهید باهنر اراک در یادداشتی نوشت:

در منازعات پرشدت، به‌ویژه هنگامی که چند جبهه به ‌صورت هم‌زمان درگیر هستند، تحولات رفتاری می‌تواند بسیار سریع و چندلایه باشد. یکی از الگوهای شناخته‌شده در ادبیات راهبردی، حرکت از فاز تهدید حداکثری به سمت مدیریت ریسک و کنترل دامنه درگیری است؛ تغییری که معمولاً زمانی رخ می‌دهد که بازیگران به سود و زیان تداوم تشدید تنش بازنگری می‌کنند.

تهدید به هدف‌گیری زیرساخت‌ها در چنین منازعاتی، غالباً دو کارکرد دارد:

  • ۱. نمایش قدرت و انتقال بازدارندگی روانی
  • ۲. آزمون ظرفیت واکنش طرف مقابل، بدون ورود فوری به مواجهه مستقیم

اما هنگامی که پاسخ عملیاتی یا فشار میدانی از سوی جبهه مقاومت فراتر از پیش‌بینی آمریکا و اسرائیل صورت می‌گیرد، الگوی رایج این است که فرد تهدیدکننده ناگهان به سمت کاهش دامنه تنش حرکت می‌کند. این پدیده در ادبیات امنیت بین‌الملل، «تصحیح رفتاری مبتنی بر هزینه‌ ـ‌ فایده» تلقی می‌شود؛ لحظه‌ای که طرف‌ها درمی‌یابند ادامه مسیر قبلی می‌تواند از نقطه کنترل خارج شود.

در چنین وضعیت‌هایی، آنچه در ظاهر شبیه عقب‌نشینی یا تغییر موضع به نظر می‌رسد، در تحلیل راهبردی به‌مثابه «مدیریت بحران برای جلوگیری از گسترش ناخواسته درگیری» تفسیر می‌شود.

این لحظه معمولاً با آتش‌بس رسمی همراه نیست، زیرا هیچ‌یک از طرف‌ها مایل نیستند پیام ضعف ارسال کنند؛ به همین خاطر، رئیس‌جمهور جنایتکار آمریکا، پس از تهدیدات فراوان مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت های حیاتی و بلکه گزافه گویی نسبت به از بین بردن تمدن دیرینه ایرانی، از موضع خود، کوتاه آمده و شرایط ایران را پذیرفت، چنانچه به دلیل تکبر، جرئت اعلام شکست را ندارد و همچنان؛ زبان به تهدید می گشاید. همانطور که رهبر عظیم الشأن در پیام اربعین شهادت رهبر شهیدمان فرمودند: سکوت صحنه نبرد نظامی و اعتمادی به دشمن نبوده و نیروی مسلح مقتدر ما، بیش از پیش، آماده تر از قبل، برای هر سناریویی آماده می باشد. فلذا؛ یکی دیگر از تحلیل ها در چنین مرحله‌ای از منازعه این است که:

بیش از آن‌که نشانه پایان باشد، نوعی تنفس راهبردی است؛ وقفه‌ای حساب‌شده که در آن، هر طرف نه‌تنها توان میدانی خود را بازسازی می‌کند، بلکه روایت خود از صحنه را نیز بازآرایی می‌نماید. در بسیاری از تجربه‌های تاریخی، این وقفه‌های میانی نقش تعیین‌کننده‌تری از خودِ درگیری‌ها داشته‌اند؛ زیرا در این فاصله کوتاه، خطوط محاسبه دگرگون می‌شود و برداشت هر دو سمت از هزینه‌ها، فایده‌ها و تاب‌آوری طرف مقابل، بازتعریف می‌گردد.

در چنین وضعیت‌هایی، میدان نبرد از جغرافیای نظامی به عرصه ادراکات و محاسبات ذهنی منتقل می‌شود. هر حرکت کوچک در سطح سیاسی، اقتصادی یا میدانی، به‌عنوان نشانه‌ای برای سنجش الگوی رفتاری طرف مقابل تعبیر می‌گردد. سکوت، دیگر سکوت نیست؛ فرصتی است برای ارزیابی دوباره طرفین، ظرفیت‌های پنهان و نقطه‌ضعف‌هایی که در هیاهوی درگیری مستقیم دیده نمی‌شود.

در این مقطع، نقش حضور فعال جامعه، حفظ انسجام داخلی و آمادگی روانی بسیار در میدان جنگ و مذاکره تأثیر می گذارد؛ زیرا سکوت میدان لزوماً به‌معنای پایان درگیری نیست، بلکه ممکن است پیش‌درآمد مرحله‌ای تازه باشد که ماهیت آن هنوز تثبیت نشده است. از این منظر، دعوت به «جدیت و حضور» بیشتر جنبۀ پیشگیرانه دارد تا واکنش تقویت ظرفیت اجتماعی برای مواجهه با سناریوهای احتمالی آینده.

بنابراین، از دیدگاه تحلیلی، گذار از تهدید شدید به سکوت عملیاتی را باید بازتعریف مقطع درگیری دانست؛ دوره‌ای که هر طرف می‌کوشد موقعیت خود را بازسازی کند، آرایش جدیدی از قدرت شکل دهد و ارزیابی تازه‌ای از تاب‌آوری طرف مقابل به‌دست آورد. در چنین لحظاتی، حضور مردم و انسجام اجتماعی یکی از مهم‌ترین متغیرهایی است که بر تصمیم‌سازی طرف‌های درگیر ، اثر مستقیم می گذارد.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس