یادداشت دانشجویی
کلاس درس را به خانه دوم رویا ها تبدیل کنیم
کلاس درس را از مشق های بی روح جدا کنیم! چرا ریاضی را با موشک های کاغذی و علوم را با بازی نیاموزیم؟
یادداشت دانشجویی
کلاس درس را از مشق های بی روح جدا کنیم! چرا ریاضی را با موشک های کاغذی و علوم را با بازی نیاموزیم؟
به گزارش پایگاه خبری-تشکیلاتی بعثنا، نسرین علی نژاد عضو معاونت علمی و فناوری بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان شهید شرافت تهران در یادداشتی نوشت:
دوران تحصیل پایین و بالا بسیار دارد. برای بعضی بالا و پایینشان ۲۰ و ۱۹/۵ است و برای بعضی نمرهٔ ۱۴ ناپلئونیترین نمرهای است که با خوشحالی کارنامهشان را درخشان میکند.
شور و شوق به کنار، ولی معلمان برای در اوج نگهداشتن آنها چه میکنند؛ تشویق، تنبیه، جبرانی و تکلیف بیشتر و بیشتر و بیشتر.
حتی معلمین کلاس اول هم به این باورند که معلومات مدارس صرفاً تابع تمرین است. مشق و تمرین. ده بار و بیست بار. شکی در این نیست که تمرین مطالب آموختهشده به آن برکت میدهد، اما سؤال اینجاست که چهکسی این برکت را میخواهد. برای دانشآموزی که نمرهٔ ۱۴ آخر خوشحالیاش است، چه فرقی میکند یک صفحه تکلیف انجام دهد یا بیست صفحه. آن هم اگر دستآخر خودش آنها را انجام دهد!
در رابطه با دانشآموزی هم که ۱۹/۵ گرفته است، یعنی تمام درس را بهخوبی یاد گرفته و فقط یک لحظه دچار بیدقتی شده که کاملاً طبیعی و قریبالوقوع است. این دانشآموز هم دیگر نیاز به خروارها تکلیف ندارد.
تنها بار روانی به دوش کشیدن تکالیف، ثمرهٔ این روش یاددهی ماست.
چرا قبل از صدور یک دستور مشترک بین تمام دانشآموزان کلاس، نمیرویم و نمیپرسیم که هدف آنها از درس خواندن چیست تا بتوان تمرینی مطابق با حال و هوایشان تعیین کنیم؛ تا نه آنها را دلزده کنیم، نه خودمان درگیر تهدیدات تکلیفمحوری شویم.
اصلاً شاید تکلیف دادنهایمان از روی سبک کردن وجدان کاریمان است. دنبال دلیلی برای نمره دادنهای بالا میگردیم که فردا اگر به یکی ۲۰ دادیم و به یکی ۱۹، دست وجدانمان و از آن بدتر، دست والدین شاگردانمان بهانهای نداده باشیم.
اصلاً همین که دانشآموزان میدانند به هر حال قرار است این درس را به خوبی و خوشی بگذرانند، خود یک معضل است. هیچکس دوست ندارد آخر ایام تابستان خود را که لذیذترین تکهٔ تعطیلات است، در امتحانات تجدیدی بگذراند. نه دانشآموزان و نه معلمان. کمتر کسی تن به چنین شجاعتی میدهد.
البته از آن طرف بوم هم میشود افتاد. میتوان آنقدر به دانشآموزان ساده گرفت که شکایت والدین از آزادی بیشازحد آنان در خانه بلند شود. و در این داستان، معلمان نقش مظلومترین ناخدای دیدهنشده را بازی میکنند که جز انتقاد چیز دیگری گیرشان نمیآید. مثل همیشه.
چرا نیاییم و سبک نوینی از تکالیف را پایهگذاری نکنیم. بیایید به بچهها فکر کردن را بیاموزیم. بیایید بگوییم با بازیهایی که خودتان ابداع میکنید، درس را جلو ببریم. برای مثال، مشق شبشان این باشد که «تا فردا برای مرور جدول ضربمان یک بازی طراحی کنید». حالا چه بازی عملی و چه بازی فکری. اجازه دهید درهای خلاقیت را به روی خودشان باز کنند. آنها را دست کم نگیرید. آنها میتوانند شگفتی خلق کنند.
مثالی دیگر، قرار است فردا در زنگ ریاضی معادلهنویسی را تمرین کنند. مسئله این است: «میخواهیم موشکی کاغذی به طول ۳۰ سانتیمتر بسازیم که حدود ۳ متر پرواز کند. طول و عرض کاغذ اولیهٔ این موشک چقدر باید باشد؟» به جای حل چنین مسئلهای که عمدتاً اگر اواسط کلاس باشد، نصف کلاس سرشان روی میز است و بیحوصلهاند، بیایید بگوییم مسابقهٔ موشکسازی داریم. هرکس توانست چنین موشکی را بسازد، برنده است. خواهید دید ذوقی در چشمان آنها نقش خواهد بست که شیرینی آن را کمتر در زندگی چشیدهاند. اگر ذهن بازی هم داشته باشند، نهتنها طول و عرض اولیه را پیدا خواهند کرد، بلکه از اصل برنولی هم در ساخت موشکشان استفاده میکنند.
بازدهی میخواهید، دارد. یادگیری عمیق میخواهید، دارد. نشاط در کلاس درس میخواهید، دارد. اجازه دهید طرح درس را آنها بسازند، اما شما انتخاب کنید که کدام در کلاس اجرا شود.
خانهٔ دومشان را با مهری که میآورند پررنگ میکنیم تا خانهٔ اولشان را پر مهر کنند. خانهای از پازلی، که ایران جانمان را میسازد.
الهه
۰۱ خرداد ۱۴۰۴
چقدر مفید و عالی بود ، بی نظیرید امیدوارم کلاس های درس همینقدر مثبت بشن 🤍🤍
نظرات بسته شده است