یادداشت دانشجویی
چرایی رها شدن بزنگاه ها در آموزش و پرورش
بهره برداری از بزنگاه ها موضوعی تک بعدی نیست بلکه ما پاسخ به آن را تعیین می کنیم: در این یادداشت به اهمیت تشکیلات در بزنگاه ها پرداخته ایم.
یادداشت دانشجویی
بهره برداری از بزنگاه ها موضوعی تک بعدی نیست بلکه ما پاسخ به آن را تعیین می کنیم: در این یادداشت به اهمیت تشکیلات در بزنگاه ها پرداخته ایم.
به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، امیرحسین نریمانی، نویسنده بعثنا، در یادداشتی نوشت:
بزنگاهها یا لحظه های حساس زمانهایی است که کنش، تصمیمات و اقدامات ما به نوع قابل توجهی مشخص کننده مسیر و چگونگی پیشرفت آن موضوع مدنظر می باشد که در مقاطعی به نحو بسیار ملموس و عینی، رخ نمایی می کنند و در مقاطعی خود را چنان در عمق موضوعات دیگری پنهان می کنند که پس از سپری کردن سالها نیز دقیقا مشخص نمی شوند.
به دست آوردن و بهره برداری از بزنگاهها یک موضوع تک بُعدی یا تک مسئله ای نیست بلکه جمیع مسائل دست به دست هم می دهند تا برای ما یک بزنگاه را ایجاد کنند و این ما هستیم که تعیین می کنیم چگونه با چه روشی و با چه نتیجهای به آن پاسخ دهیم.
چنانچه اگر موشکافانه تر به آن توجه شود در بسیاری از مواقع بزنگاه را به خوبی درک و یافته ایم اما به دلیل روش نامناسب یا عدم توجه به ذو ابعاد بودن تصمیمات بهره منفی برایمان حاصل شده است.
با مقدمه فوق و به طور مشخص به موضوعی می پردازیم که امروز به مسئله ای مهم و بحرانی میان قشر دانشگاهی به خصوص اساتید محترم تبدیل شده است.
موضوع عدم کنش و همکاری جامعه مخاطب با فرایندهای مهم و سرنوشت ساز که می تواند مسیر و فرایند جدید و مطلوب تری را نسبت به گذشته پیش رویمان قرار دهد.
اخیرا یکی از اساتید دانشگاه فرهنگیان نسبت به موضوع سند تحول بنیادین مشارکت و همفکری دانشجویان و دیگر افراد را در راستای تعیین مسیر و چگونگی اجرای سند تحول بنیادین مطالبه کرده بودند که این مطالبه مشارکت و همفکری، بیانگر چند نکته قابل تحلیل بود.
از سوی دیگر بزنگاهی که در این همفکری نهفته بود و میبایست قبل از نکات تحلیلی به آن پرداخته شود.
اگر به طور واضح و دقیق فضای موجود را بخواهیم نوعی همفکری قلمداد کنیم به نظر می رسد جوانبی را مدنظر قرار نداده ایم و همین جوانب بوده است که باعث رها شدن بزنگاه ها،کنش های ضروری و همفکری ها بوده است.
از اولین و مهمترین جوانب از حیث اهمیت جنبه عدم وجود کار تشکیلاتی و نقشه راه مشخص برای آن است.
بدان معنا که متاسفانه دانش آموزان در مدارس، موفق به حضور در یک تشکیلات نیستند و با پیچ و خم های کارتشکیلاتی آشنا نشده اند و با مبنای کار انفرادی به دانشگاه ورود پیدا می کنند.
در طول دوره تحصیلی دانشگاه نیز مجددا مبنای کار انفرادی و غیر تشکیلاتی در آنها عمدا و یا سهوا تقویت می شود و این مسئله نشئت گرفته و بیانگر یک سیستم آموزشی با دید محدود از مدرسه تا دانشگاه است.
در تشکیلات افراد مشترکا به دنبال اهدافی هستند و مبنا بر آنست که این اهداف از چنان قوت و غنایی برخوردار باشد که نه تنها مشکلات، بحران ها و دغدغه های آن تشکیلات بلکه دیگر افراد خارج از آن تشکیلات را هم رفع و برطرف کند.
به عنوان مثال یک تشکیلات با هدف آگاهی بخشی به جامعه مخاطب دانش آموزان در زمینه های سیاسی سعی در تولید محتوا و برگزاری برنامههای متنوع می کند.
در این مسیر و کار تشکیلاتی نه تنها خود افراد، بلکه بسیاری از افراد دیگری که حتی گزارش فعالیت های آنان را مطالعه می کنند به کیفیت و اثرگذاری این تشکل در آگاهی بخشی واقف می شوند و زمینه های بیشتری برای فعالیت ایجاد می شود.
غرض آنست اگر بزنگاهی وجود دارد یا اگر در هر مسئله ای روزنه ای امید برای اصلاح و از بین بردن نقاط ضعف مشخص می شود، می بایست از حد فاصل زمان های قبل پیش بینی شده باشد و تشکیلات و گروه هایی نسبت به چگونگی و روش های بهره برداری از این بزنگاه ها، فعالیت منسجم و دقیقی را دنبال کرده باشند.
همانطور که در مثال نیز اشاره شد زمینه پیوستن و همکاری افراد دیگر نیز به آن تشکل ایجاد می شود و لحظه به لحظه به قوت آن کار تشکیلاتی و تشکل اضافه می شود.
اما دارا بودن تشکل های فعال و آینده نگر، همانطور که مورد بحث قرار گرفت، نیازمند فضایی است که برای افراد فراهم شود و از مسائل کوچک تر شروع به فعالیت کنند تا به فعالیت و اثربخشی در حوزه های تخصصی تر و کلان نائل آیند.
دانشگاه فرهنگیان به طور عمده سهمی بسیار بالا در فراهم کردن این فضا با توجه به اهمیت مسائل مرتبط با جامعه و نظام تعلیم و تربیت را دارد.
چیزی که در عمل مشاهده می شود دانشجو معلمان آنطور که باید و شاید نه تنها به مسائل کلان نظام تعلیم و تربیت، بلکه در رابطه با مسائل درون دانشگاهی نیز کنش، فعالیت، کارگروهی و تشکیلاتی را دنبال نمی کنند و این به معنای فقدان آن نیست بلکه به معنای فقدان کنش وسیع و گسترده میان دانشجو معلمان است که متاثر از عدم سیاست گذاری دانشگاه فرهنگیان برای آموزشهای تخصصی و تشکیل تشکل های مربوطه است.
بنابراین یکی از پاسخ ها به سوال چرایی عدم مشارکت و همفکری فعال، تخصصی و موثر جامعه دانشجومعلمان در موضوعات و بزنگاه های حساس نظام تعلیم و تربیت، فراهم نکردن فضای آموزش و فعالیت کارتشکیلاتی در دانشگاه فرهنگیان است که جنبههای دیگری نیز وجود دارند که پاسخ های دیگر به سوال فوق میباشند.
drpezeshkian1
۲۳ دی ۱۴۰۳
سلام. میشه لطف کنید اطلاعات این معلم عزیزمون رو ارسال کنید. زبان تندی دارند
نظرات بسته شده است