بهگزارش پایگاه خبریتشکیلاتی بعثنا؛ محمد عباسی، معاون عملیات جهادی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در یادداشتی به موضوع مذاکره غیرمستقیم ایران و آمریکا پرداخت، عباسی در این یادداشت مذاکره با کشوری که سالهاست با جمهوری اسلامی اختلاف مبنایی دارد را بررسی میکند. متن یادداشت به شرح زیر است:
در شرایط فعلی که جهان دچار دگرگونی های متعددی شده، در نقاط مختلف هستی از جنگ ها و اختلافات سیاسی داخلی، بهم خوردن روابط اقتصادی کلان کشورها گرفته تا تحولات گسترده غرب آسیا و جنگ یک سال نیمه طوفان الاقصی که حتی با آتش بس هم پایان نیافت، منطق مبارزه میان دوست و دشمن درحال تغییر میباشد؛ دیگر که اصل بر کمرنگ شدن روابط اقتصادی بین المللی جایگزینی آن با تکیه بر اقتصاد داخلی و تقویت تولیدهای ملی و افزایش صادرات است، دیگر که در فلسفه و اصول حکمرانی برای شکل گیری نظام ارتباطات آن بر روایت آنچه گذشت میگذرد؛ ما در سیاستهایمان دنبال چه هستیم؟
از اساس ایران و آمریکا در کنار یکدیگر چه مفهومی دارد؟ خیر و شر از ابتدای شکل گیری هستی در مقابل هم و در نزاع بودهاند، اصلا وجود هرکدمشان مبتنی بر نبود دیگری در همان سو میباشد، چگونه خیر و شر را باهم بخواهیم؟ جمهوری اسلامی ایران با اندیشه و افق انقلاب اسلامی برای نفی مطلق استکبارجهانی و زیرپا گذاشتن تمام اصول سیاسی و اقتصادی حاکم بر آن دوران، توانست نوع خیال انگیز و دیگری از انقلابهای ایدئولوژیک جهان را پیاده سازی کند و در طول قریب به ۵ دهه از آن به عنوان نقطهای محوری و جریان ساز برای راه اندازی هستههای مقاومت جهانی استفاده کند که روزی از کشورهای همسایهاش شروع و تا به امروز به قلب استکبار جهان رسیدهاست…
اما از همان ابتدای امر در این نزاع تاریخساز انقلاب اسلامی، عدهای فرار را بر مقاومت ترجیح میدادهاند، ماندن در سنگر را به پشت جبههها ارجع نمیدانستند و با خیانتهای پی در پی، جمهوری مردم سالارانه ما را از آنچه میباید بود فاصله دادند؛ در دهه نود با ایده تنها میتوان با تکیه بر رابطه با استعمار، مدیریت اقتصادی و سیاسی را رقم زد، عدهای مدیریت اجرایی کشور را برعهده گرفتند و با منطق مذاکره برای رفع تحریم چندین و چندسال کشور را دچار سکون و بی ثباتی در مسائل پایهای و افق ساز اعم از اقتصادملی، سیاست روابط منطقهای، دیپلماسی قدرت و پیشرفت در عرصه فرهنگ و آموزش، سرمایه گذاری برای تولید انرژی به واسطه سوخت های تجدید پذیر، توسعه درآمدزایی به واسطه گسترش منابع طبیعی و جذب توریست بین المللی به داخل کشور و… کردند.
اما خب حاصل چه چیزی شد؟ از اساس گرهای به تکیه بر استعمار باز نخواهد؛ زیرا او به دنبال باز کردن گرده از دشمنش نمیباشد و تنها به دنبال افزایش مستعمره های خویش است، او منافعش را برای حل مشکلات کشور دیگری به خطر نمیاندازد، خصوصا اگر دعوا بر سر اندیشه باشد، اختلاف ما و آمریکا مانند چین و کره شمالی و … با آن نیست که مسائل اقتصادی و سیاسی میان میدان و میز گفت و گو مطرح باشد، درگیری ما با او دو قطب استقلال و استعمار است، حال این دو قطب مثبت و منفی چگونه در کنار یک دیگر قرار میگیرند و به تعبیری مذاکره میکنند؟ میخواهد مستقیم باشد میخواهد غیر مستقیم…
برای آبادی جمهوری اسلامی و رساندن آن به آنچه میبایست بود، دیگر نمیتوان همانند دهه نود با ایده تکیه بر قدرتها پیشرفت و توان داخلی را زیرسوال برد، امروز نیاز و رویکرد استراتژیک و تاکتیک محوری راه اندازی ریال اسلامی، حذف دلار از نظام تعاملات اقتصادی، پیگیری ویژه تر کریدورهای شرق به غرب و شمال به جنوب با مرکزیت ایران و استفاده از ظریف عرصه دریا و کشتیرانی دریای عمان و خلیج فارس افزایش صادرات به کشورهای کمتر توسعه یافته و… میباشد، حال این عرصه اقتصاد بین الملل است، در داخل احیای شرکتهای خصوصی مردم نهاد در روند تولیدی کشور، نفی هایپرها و جلوگیری از توسعه مجموعههای زنجیرهای لیبرال سرمایهداری، پیگیری نهادهای قضایی و جلوگیری از زیرسوال بردن قوانین اداری و مالی، استفاده از ظرفیت آموزش و پرورش خصوصا تولیدی سازی و سرمایه گذاری در هنرستانها و بهسازی روند ورود دانش آموزان به عرصه شغل و هنر در ابتدای امر فارغ التحصیلی، حمایت ویژه از عشایر و کشاورزان در پرورش روند صعودی غذا و معیشت اولیه در زندگی عموم مردم و هزار و یک راه حل دیگری که در جریانات شعارهای دهه جاری قرارداشته و تنها نیاز به اجرایی سازی با تکیه به اندیشه امامین انقلاب و باور به مردم میباشد.
تا زمانی که ایران و انقلابی که از جان مردمش برخواست از افق و اندیشهاش که تشکیل امت اسلامی و رساندن آن به تمدن اسلامی برای تمامی مردم مسلمان جهان است که در این مسیر با جدیت هرچه تمام نفی طاغوت و استکبار و مقابله با آن را درپیش دارد، کوتاه نیاید، مسئله انرژی هستهای، ساخت سلاح، حمایت از نیروهای نیابتی و … همگی بازی های ساختگی برای جنگ روانی برای تضعیف اعتمادداخلی میباشد؛آری این جنگ جنگ عقیدههاست و دعوای ایدئولوژیک با مذاکره حل نخواهد شد، روز شنبه شروع رسمی مجدد تاریخی است که از آن تحت عنوان تجربه تلخ دیپلماسی ذلت یاد میشود یا تجربه نیمهکاره موفق دیپلماسی عزت.