چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵

۱۷:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۲

چرا جنگ باید مسئله آموزش‌وپرورش باشد؟

«مدرسه جنگ» بستری برای فهم نسبت جنگ با انسان، جامعه، سیاست و تربیت است؛ با تمرکز بر اینکه نظام تعلیم‌وتربیت و به‌ویژه معلم چگونه می‌تواند انسان‌هایی آگاه، مسئول، مقاوم و کنشگر برای مواجهه با موقعیت‌های پیچیده و بحرانی تربیت کند.

چرا جنگ باید مسئله آموزش‌وپرورش باشد؟

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، حنانه احمدی معاونت سیاست ورزی بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان بنت الهدی صدر رشت درباره مدرسه جنگ در یادداشتی نوشت:

اغلب هنگامی که از «جنگ» سخن می‌گوییم، ذهن ما به سمت میدان نبرد، فرمانده، عملیات و تاریخ معطوف می‌شود. اما یک سؤال کمتر پرسیده می‌شود: جنگ با «تربیت» چه نسبتی دارد؟ و چرا باید دانشجومعلمی که فردا پشت میز کلاس می‌نشیند، به این سؤال فکر کند؟

 

جنگ، تنها آنجایی آغاز نمی‌شود که صدای انفجار گوش هایمان را بخراشد. گاهی میدان اصلی جنگ، جایی است که هنوز صدای شلیک به آن نرسیده است؛ ذهن دانش‌آموزی که باید بداند چرا کشورش درگیر جنگ شده، معلمی که باید بتواند در بزنگاه‌های بحران، امید و عقلانیت را به کلاس برگرداند و مدرسه‌ای که باید برای مواجهه با شرایط دشوار، تنها به تعطیل‌کردن کلاس‌ها فکر نکند. جنگ نه فقط یک رویداد نظامی که مواجهه قلب یک جامعه با مهاجم است. وقتی جامعه‌ای درگیر نبرد نظامی می‌شود، همزمان جنگی بر سر روایت، اعتماد، امید و هویت هم گریبان گیر او خواهد شد. این جنگِ دوم را نه با سلاح، که با تربیت می‌شود اداره کرد یا باخت.

 

اینجاست که آموزش‌وپرورش دیگر نمی‌تواند بی‌طرف بماند. اگر تربیت را فراهم‌کردن زمینه برای شکوفایی فطری و اختیاریِ انسان در مسیر کمال فردی و اجتماعی و آماده‌کردن او برای انتخاب و مسئولیت بدانیم، این آمادگی نباید فقط برای روزهای عادی باشد. انسانِ تربیت‌یافته باید بتواند در روز سخت هم بفهمد، تحلیل کند، آرام بماند و مسئولانه کنش نشان دهد — نه اینکه صرفاً تماشاگر یا قربانیِ اضطراب و شایعه باشد. مسئله این نیست که در زمان جنگ، چند سرود حماسی پخش کنیم، چند تصویر شهید روی دیوار مدرسه بزنیم یا یک برنامه مناسبتی برگزار کنیم.

 

مسئله زنگ خطری است که به سوی مدرسه فریاد میکشد و رسالت مدرسه را برایمان پر رنگ تر نمایان می کند. مدرسه باید استمرار فهم را حفظ کند، عقلانیت دانش‌آموز را در برابر خبر، شایعه و عملیات روانی تقویت کند، امید را بازتولید کند، و دانش‌آموز را به‌عنوان بخشی از جامعه، نه ناظر بیرونی آن، تربیت کند؛ و جدای از همه ی اینها مدرسه باید مقاومت و رویداد های جامعه را در بطن وجود کودک بنشاند. و در مرکز همه این‌ها، معلم است. معلمی که در روز بحران، دیگر فقط مجری کتاب درسی نیست؛ مرجع اعتماد است، تنظیم‌کننده فضای کلاس است، و کسی است که به دانش‌آموز کمک می‌کند از فهم به تعلق، از تعلق به مسئولیت، و از مسئولیت به کنش برسد.

 

سؤال واقعی برای دانشجومعلمِ امروز این نیست که «در جنگ‌های گذشته چه گذشت؟» سؤال این است: «اگر فردا در مدرسه‌ای باشم که جامعه با بحران جدی روبه‌رو شده، من چه می‌کنم؟» همین سؤال، دلیل کافی است که جنگ را نه موضوعی حاشیه‌ای، بلکه یک مسئله جدیِ آموزش‌وپرورش بدانیم. «مدرسه جنگ» یک مدرسه به معنای فیزیکی یا صرفاً یک دوره آموزشی درباره جنگ نیست؛ بستری برای فهم نسبت جنگ با انسان، جامعه، سیاست و تربیت است؛ با تمرکز بر اینکه نظام تعلیم‌وتربیت و به‌ویژه معلم چگونه می‌تواند انسان‌هایی آگاه، مسئول، مقاوم و کنشگر برای مواجهه با موقعیت‌های پیچیده و بحرانی تربیت کند.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس