رویکرد رایج در تمرکز افراطی بر «اعطای گواهی» برای هر برنامه، کارگاه یا فعالیت فوق برنامه، اگرچه در ظاهر با هدف تشویق صورت میگیرد، اما در عمل میتواند پیامدهای مخربی بر کیفیت فرآیند تربیت معلم داشته باشد.
در سالهای اخیر، مفهوم مردمیسازی در آموزشوپرورش با سوءبرداشتهایی همراه شده که به جای تقویت مشارکت، به تضعیف نقش حاکمیتی این نهاد انجامیده است. یکی از مصادیق نگرانکننده این روند، ساختار جدید دانشگاه فرهنگیان است.
بزرگترین نقد و حرف جدیای که میتوان به این طرح وارد کرد عدم درنظرگرفتن ماهیت تربیت معلم در نسبت با ایده انقلاب اسلامی و حاکم شدن رویکرد دانشگاهی شدن فرآیند تربیت معلم است.
دانشگاهی که قصد بر آن داشت تا دانشجومعلمان را چنان بار بیاورد که مدام میان میدان ایده و عمل در تکاپو باشند، حالا درگیر "ظواهر" و نامسئلهها شده است!
نسخه «ترمیمیافته» این سند، به جای آنکه ترمیمگر نقایص باشد، خود به موضوعی برای نقد جدی بدل شده است.
اعتماد به طرفی که در تاریخ خود بارها دروغگویی و بدعهدی را ثابت کرده است، چیزی جز آسیب و ضرر برای کشور نخواهد داشت.
تبیین صحیح جنگ ۱۲ روزه باید بخشی از هویت حرفهای معلمان شود و در برنامههای آموزشی و پرورشی دانشگاه فرهنگیان جایگاهی محوری داشته باشد.
بیتردید سرنوشت عراق تنها با ایستادگی در برابر سلطه خارجی و پاکسازی ساختار سیاسی از نفوذ آمریکا و صهیونیسم تضمین خواهد شد.
ما اگر داعیهی تحول داریم، باید چارچوب خود را بسازیم، نه اینکه همان مسیر تقلیدی دیگر عرصههای آموزش و پرورش را ادامه دهیم!
چرا به جای بستر سازی برای افزایش پذیرش جوانان، مدام سقف سنی و شرایط ورود به دانشگاه فرهنگیان و حوزه تدریس را تغییر میدهیم؟! مگر هدف اصلی از تأسیس دانشگاه فرهنگیان، امر تربیتِ معلم و احیای مراکز تربیت معلم نبود؟!