پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا: مسعود براتی در یادداشتی به بررسی سازوکارهای استعمار نوین پرداخته است؛ رویکردی که استعمار معاصر را نه در قالب اشغال مستقیم سرزمینها، بلکه در شبکهای از ابزارهای فکری، فناورانه، نهادی و اقتصادی تحلیل میکند و از «استانداردهای دوگانه» تا انحصار فناوری، رژیمهای بینالمللی و سازوکارهای مالی را از مهمترین ابزارهای تداوم روابط سلطه در جهان امروز میداند.
شاید اگر امروز کلمه «استعمار» را بشنویم، ناخودآگاه یاد کشتیهای بادبانی بریتانیا، بردهداری و اشغال نظامی هند یا آفریقا بیفتیم. خیلیها فکر میکنند دوران استعمار تمام شده و ما در یک نظم بینالمللی مدرن و عادلانه زندگی میکنیم. اما خب، واقعیت ماجرا چیز دیگری است. نظمی که امروز در جهان حاکم است، دقیقاً روی همان پایهها و سکوهای استعمار قرون گذشته بنا شده؛ فقط شکل و شمایلش عوض شده و کتوشلوار پوشیده است.
در روابط بینالملل امروز، ما با پدیدهای روبهرو هستیم که ریشه در همان غارتگریهای سنتی دارد، اما ابزارهایش بهشدت پیچیده، نامرئی و بهاصطلاح «نهادینه» شدهاند. بیایید این هیولای تغییرشکلداده را دقیقتر بررسی کنیم.
۱. توجیه فکری؛ ما انسانیم و شما بدوی!
خطرناکترین بخش استعمار، تفنگ و توپ نیست؛ بلکه «ادبیات و اندیشهای» است که آن را توجیه میکند.
استعمارگران برای اینکه غارت و سلطهگری خود را منطقی جلوه دهند، اندیشمندانی را به خدمت گرفتند تا تئوریپردازی کنند. حرف حسابشان هم این بود: «ما جوامع متمدن هستیم و بقیه دنیا جوامعی بدوی و وحشیاند که اصلاً به مرحله انسانیت و مدنیت نرسیدهاند!»
همین نگاه خودبرتربینانه است که امروز اجازه میدهد حقوق بینالملل برای کشورهای توسعهیافته یک معنا داشته باشد و برای بقیه دنیا معنایی دیگر.
استاندارد دوگانه در عمل
وقتی به فاجعه و نسلکشی در غزه نگاه میکنیم، میبینیم که سران رژیم صهیونیستی به راحتی در مقابل دوربینها میگویند «ما با حیوانات انساننما طرف هستیم!» عجیبتر اینکه فیلسوفان پرآوازه غربی مثل «یورگن هابرماس» هم که ادعای حقوق بشر دارند، با صدور بیانیه از این جنایات حمایت میکنند. چرا؟ چون در پسِ ذهن آنها، اساساً انسان خاورمیانهای، انسان کامل و مدنی محسوب نمیشود که حقوقی داشته باشد.
۲. تکنولوژی و فناوری؛ شمشیر دولبه سلطه
دومین ابزاری که استعمار سنتی را به استعمار نوین ارتقا داد، انحصار در تکنولوژی بود.
در گذشته، فناوریهای نظامی و کشتیرانی به قدرتهای غربی اجازه داد تا به دوردستها لشکرکشی کنند. امروز هم دقیقاً همین انحصار در حوزههای نوین در جریان است. آنها فناوری را در انحصار خود نگه میدارند تا کشورهای دیگر همیشه نیازمند و وابسته باقی بمانند.
اگر کشوری هم بخواهد به صورت مستقل به فناوریهای پیشرفته، مثل هوش مصنوعی، فناوری هستهای یا سایبری دست پیدا کند، با شدیدترین برخوردها مواجه میشود.
۳. رژیمهای بینالمللی؛ زنجیرهای نامرئی
اوج هنرنمایی نظم فعلی جهان، ایجاد «سازوکارها و رژیمهای بینالمللی» است.
اینها در ظاهر معاهداتی هستند که همه کشورها با رضایت دور هم جمع میشوند و امضا میکنند تا همکاری جهانی شکل بگیرد، اما در باطن، ابزار کنترل هستند.
- مثال اول: معاهده بذرها (UPOV)
فرض کنید معاهدهای برای حمایت از کشاورزی و ارقام گیاهی شکل میگیرد. ظاهرش بسیار زیباست! اما وقتی وارد جزئیات میشوید، میبینید چند شرکت بزرگ آمریکایی که انحصار تولید بذر را دارند، در واقع حاکم این معاهدهاند. کشوری که عضو میشود، حق مهندسی معکوس، تحقیق مستقل روی بذرها و حتی توسعه کشاورزی بومی خود را از دست میدهد. حتی شرکتهای غربی اجازه دارند در دادگاههای محلیِ آن کشور، از کشاورزان بومی شکایت کنند! این یعنی انحصار مطلق غذایی.
- مثال دوم: معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)
به کشورها میگویند عضو شوید تا فناوری صلحآمیز به شما بدهیم. اما در عمل چه اتفاقی میافتد؟ نهتنها فناوری نمیدهند، بلکه همین معاهده تبدیل به ابزاری برای جاسوسی، نظارتهای آزاردهنده، پروندهسازی و در نهایت تحمیل تحریمهای فلجکننده و حتی جنگ میشود.
۴. دیکتاتوری اقتصادی؛ از دلار تا FATF
نظم استعماری برای اینکه گلوی دنیا را در دست داشته باشد، شاهرگهای اقتصادی را قبضه کرده است.
- تسلیحاتی کردن دلار:
دلار که قرار بود فقط یک ارز جهانروا برای تسهیل تجارت بعد از جنگ جهانی دوم باشد، حالا تبدیل به یک «رژیم کنترلی» شده است. آمریکا از دلار به عنوان یک سلاح جنگی استفاده میکند تا هر کشوری که برخلاف میلش رفتار کرد را از چرخه اقتصاد جهانی حذف کند.
- صندوق بینالمللی پول (IMF):
این صندوق در ظاهر به کشورهای بحرانزده وام میدهد، اما در واقع با شرط و شروطهایی که میگذارد، مثل حذف یارانهها، تغییر ساختار اقتصادی و فشارهای ریاضتی، عملاً حاکمیت ملی کشورها را نقض میکند. بلایی که سر اقتصاد کشورهایی مثل آرژانتین آمد، نمونه بارز همین دخالتهاست.
- ابزارهای نظارتی مثل FATF:
نهادهایی که به اسم مبارزه با پولشویی و تروریسم ساخته شدهاند، در واقع ابزارهای هوشمندی برای پایش دقیق تراکنشهای مالی کشورهای هدف و مسدود کردن راههای تنفس اقتصادی آنها هستند.
خلاصه کلام
روابط بینالملل امروز، یک رابطه عادلانه و برابر نیست. یک بازی پیچیده است که قوانینش توسط همان استعمارگران دیروز نوشته شده تا منافعشان را در زرورق «قوانین بینالمللی» تضمین کند و کشورهای مستقل را در جایگاه «سلطهپذیر» نگه دارد.