شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

۲۱:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۹

تأکید مسئول مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور بر نقش راهبردی معلمان

معلم؛ ستون‌فقراتِ فراراهبردِ تمدن‌سازی و راویِ «قدرتِ نرم» ایران قوی

معلم در منظومه تعلیم‌وتربیت، نقشی فراتر از انتقال دانش دارد و یکی از مهم‌ترین بازیگران میدان فرهنگ و هویت‌سازی نسل آینده است. مرتضی کریمی، مسئول مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور، در این یادداشت با تبیین پیوند میان تعلیم‌وتربیت، جن...

معلم؛ ستون‌فقراتِ فراراهبردِ تمدن‌سازی و راویِ «قدرتِ نرم» ایران قوی

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، مرتضی کریمی، مسئول مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور، در یادداشتی با تأکید بر جایگاه فراراهبردی تعلیم و تربیت در مسیر تمدن‌سازی، معلم را ستون‌فقرات عرصه فرهنگ و یکی از مهم‌ترین راویان قدرت و پیشرفت ایران دانست و تأکید کرد: نقش معلم در جنگ فرهنگی و روایت‌گری «ایران قوی»، از کلاس درس آغاز می‌شود و تا دانشگاه، فضای مجازی و متن زندگی اجتماعی امتداد می‌یابد.

پیامی با دو لایه، اما یک منطقِ واحد

رهبر عالیقدر انقلاب، امام سید مجتبی خامنه‌ای در پیامِ اخیر خود، دو گزاره‌ی کلیدی را در کنار هم مطرح فرمودند که برای ما در دانشگاه فرهنگیان، نه دو توصیه‌ی جداگانه، بلکه یک نظریه‌ی راهبردیِ واحد برای زیستِ حرفه‌ای و انقلابیِ ماست.

گزارهٔ نخست، بر توجه فراراهبردی به فرهنگ، تعلیم و تربیت تأکید دارد که معلمان را «مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی» و «ستون‌فقرات عرصه‌ی فرهنگ» معرفی می‌کند. گزارهٔ دوم، در ادامه، تبیین و روایت قدرت و قوت ایران را در مسیر «ایران هرچه قوی‌تر»، در کنار تلاش شبانه‌روزی و ابتکار مستمر، یک ضرورتِ غیرقابل‌اجتناب می‌شمارد.

این دو گزاره، در نگاهِ اوّل ممکن است دو موضوعِ مستقل به نظر برسند، امّا با اندک تأمّلی، پیوندی عمیق و ناگسستنی میانِ آن‌ها کشف می‌شود؛ پیوندی که نقطه‌ی مرکزیِ آن، معلم است. معلم هم «مؤثرترین حلقه» و «ستونِ فقرات» فرهنگ است و هم «راویِ قدرتِ ایرانِ قوی». پس برای درکِ صحیحِ این پیام، باید از سه سطح به آن نگاه کنیم: سطحِ الهیاتی، سطحِ راهبردی و سطحِ اجرایی.

سطحِ اوّل؛ نگاهِ الهیاتی؛ معلم، خلیفه‌یِ تربیتیِ خدا روی زمین

برای آنکه بدانیم چرا تعلیم‌وتربیت «فراراهبردی» است، باید به ریشه‌های توحیدیِ این مفهوم برگردیم. در نگاهِ قرآنی، مهم‌ترین رکنِ «خلافتِ الهیِ انسان»، قوّه‌ی تعلیم و تعلّم است. خداوند، اوّلین فعلِ تربیتی را با «عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها» آغاز می‌کند؛ یعنی جایگاهِ انسانِ خلیفه، با آموزشِ اسماء (نظامِ مفاهیم، معانی و هویت‌سازی) گره خورده است.

از این منظر، «فرهنگ» چیزی جز همان «اسم‌گذاریِ هستی» از منظرِ توحیدی نیست؛ یعنی ساختنِ روایتی که بر اساسِ آن، انسان و جهان معنا پیدا می‌کنند. و «معلم»، امتدادِ همان جریانِ «تعلّمِ اسماء» در نسل‌های بعدی است. او نه‌تنها یک کارگزارِ آموزشی، بلکه «خلیفه‌یِ تربیتیِ خدا» روی زمین است که مأموریت دارد اسماءِ نیک (معانیِ عدل، علم، امید، مقاومت و عزت) را در جانِ متربیان نهادینه کند.

پس وقتی رهبری انقلاب می‌فرمایند تعلیم‌وتربیت «فراراهبردی» است، یعنی این مأموریتِ خلاقانه‌یِ هویت‌سازی، بر همه‌ی شئونِ حکمرانی تَقدّم دارد؛ چون همه‌ی آن‌ها، در نهایت، فرعِ بر روایتِ فرهنگیِ و روح حاکم بر جامعه هستند. و وقتی معلمان را «ستون‌فقراتِ عرصه‌ی فرهنگ» می‌نامند، یعنی اگر این ستون، سست یا منحرف شود، تمامِ راهبردهای ملی، دچارِ اختلال خواهند شد.

نتیجهٔ الهیاتیِ این نگاه برای معلم جوان: تو فقط یک «معلّمِ درس» نیستی؛ تو «معلّمِ اسماء» هستی. هر واژه‌ای که در کلاس به کار می‌بری، هر روایتی که از ایران و جهان ارائه می‌دهی، در حال «اسم‌گذاریِ واقعیت» برای نسلی هستی که فردا مدیر، مهندس، پزشک یا پدر و مادرِ این سرزمین خواهد شد. پس گفتار و رفتارِ تو، بارِ هویتیِ یک نسل را به دوش می‌کشد.

سطحِ دوم؛ نسبتِ «نبردِ فرهنگی» و «روایتِ قدرت»؛ چرا روایت، خودش قدرت می‌آفریند؟

در شرایط کنونی، دشمن در یک جنگِ تمام‌عیارِ روایتی علیه ایران به میدان آمده است. این جنگ بر سرِ «معنا» و «هویت» و «عزّتِ و استقلال ملی» است. دشمن می‌خواهد روایتِ «ضعفِ ایران» را جایگزینِ روایتِ «ایران استوار و مقام» کند؛ زیرا می‌داند اگر یک ملت، باور به قدرتِ خود را از دست بدهد، نیازی به حمله‌ی نظامی نیست؛ خودش از درون فرو می‌پاشد.

در این نقطه، اتصالِ دو بخشِ پیام رهبری روشن می‌شود. نبرد فرهنگی یعنی جنگِ روایت‌ها؛ یعنی کدام تصویر از ایران، در ذهنِ نسل‌ها نقش می‌بندد؟ تصویرِ «شکست‌خورده و وابسته» یا تصویرِ «استوار و مقاوم»؟ و روایتِ قدرت، دقیقاً همان ابزارِ پیروزی در این نبرد است. وقتی ما «ایران قوی» را با مستنداتِ عینی (از پیشرفت‌های نانو و پزشکی تا دستاوردهای هوافضا و دفاعی و فرهنگی وتربیتی) روایت می‌کنیم، در واقع مشروعیتِ تاریخیِ انقلاب را در ذهنِ نسلِ جوان بازتولید می‌کنیم و ایمانِ جمعی را به «شدن» و «توانستن» تقویت می‌نماییم.

رهبری تأکید دارند که روایتِ قدرت، خودش «جزو عناصر پیشرفت» است؛ یعنی روایت کردنِ قدرت، یک کارِ تبلیغاتیِ زائد نیست، بلکه بخشی از فرایندِ خودِ قدرتمندشدن است. چون باورِ جمعی، موتورِ محرّکِ تلاشِ شبانه‌روزی و ابتکارِ مستمر است. پس معلمی که در کلاس، روایتِ قدرتِ ایران را با زبانِ امید و مستند تبیین می‌کند، در واقع دارد قدرتِ نرمِ ملی را از مجرایِ تربیت، تولید و توزیع می‌کند. او یک قدرت‌آفرینِ فعال در خطِ مقدمِ نبردِ فرهنگی است.

 سطحِ سوم؛ اجرایی‌سازی؛ معلمِ جوان در کلاس، دانشگاه، مسجد، میدان و زیستِ روزمرّه چه باید بکند؟

اکنون که چارچوبِ الهیاتی و راهبردیِ این مأموریت روشن شد، نوبت به عملِ عینی می‌رسد. این بخش، پاسخ به پرسشِ اساسیِ ماست: در قامتِ یک معلمِ جوان، چگونه می‌توان هم «ستونِ فقراتِ فرهنگ» بود و هم «راویِ ایرانِ قوی»؟

اوّل؛ در کلاس درس. کلاسِ شما، فقط محلِّ انتقالِ معلومات نیست؛ یک کارگاهِ روایت‌سازیِ هویتی است. در هر درس، یک «روایتِ قدرت» نهفته است. مثلاً در درسِ تاریخ، به‌جای مرورِ صرفِ شکست‌ها، روایتِ ایستادگی‌ها و دستاوردهای تمدنیِ ایران را برجسته کنید. در درسِ علوم، به دانش‌آموز بگویید که فلان دستاوردِ علمی، توسط یک دانشمندِ ایرانیِ جوان در شرایطِ تحریم به‌دست آمده است. زبانِ کلاس را به‌جای تأکیدِ صرف بر مشکلات، بر «راه‌حل‌های بومی» و «ظرفیت‌های داخلی» متناسب با افق بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی متمرکز کنید. این، به‌معنای نادیده‌گرفتنِ ضعف‌ها نیست، اما روایتِ اصلی، باید روایتِ «قدرتِ حل‌مسئله» باشد. دانش‌آموز باید از کلاسِ شما خارج شود، در حالی که یک باورِ عمیق دارد: «کشور من، با همه‌ی چالش‌ها، در مسیرِ پیشرفت است و من هم می‌توانم بخشی از این پیشرفت باشم.»

دوم؛ در دانشگاه و فضای مجازی.
سوادِ روایتِ پیشرفت را به‌عنوان یک مهارتِ حرفه‌ای برای خودتان تعریف کنید. دستاوردهای علمی، صنعتی، پزشکی، دفاعی و زیرساختیِ کشور را به‌صورتِ مستمر رصد کنید و با زبانِ ساده، جذاب و متناسب با فضای مجازی در کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید. اما نقدِ منصفانه را هم فراموش نکنید؛ نقدِ نقاطِ ضعف، باید با نگاهِ اصلاحی انجام شود؛ به‌گونه‌ای که مخاطب احساس کند کشور، مسیرِ پیشرفت را طی می‌کند و این نقاطِ ضعف، «چالش‌هایِ قابلِ حل» هستند، نه «شکست‌هایِ جبری».

سوم؛ در زیستِ شخصی و الگوسازی. قوی‌ترین روایت، رفتارِ خودِ معلم است. دانش‌آموزان، بیش از هر گفتارِ درسی، از منشِ عملیِ شما الگو می‌گیرند. اگر خودتان اهلِ تلاش، امید، صبر، مطالعه، ابتکار و اخلاق باشید، در واقع قوی‌ترین و مستندترین روایتِ «ایران قوی» را به نمایش گذاشته‌اید. علاوه بر این، قابل ذکر است که هر چند در این نگاه جایگاه مدرسه به نسبت قبل بسیار مهم‌تر خواهد شد و نقطه کانونی هویت تعریف می‌شود اما میدانِ فرهنگ را منحصر به مدرسه ندانید؛ در جمعِ دوستان، فامیل و فضای مجازی نیز، راویِ امید و پیشرفت باشید. معلمِ جوان، یک «رسانه‌یِ زنده» است؛ حضورش در هر جمعی، یک فرصتِ تربیتی و روایت‌پردازیِ تمدنی محسوب می‌شود.

 

 

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس