شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

۱۱:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۱۹

از مشارکت مالی تا مردمی‌سازی واقعی؛ تأملی دقیق بر مدارس هیئت‌امنایی

مردمی‌سازی در تراز انقلاب، واگذاری بار مالی دولت به دوش خانواده‌ها نیست؛ تجربه هیئت‌امنایی‌کردن مدارس نشان می‌دهد تا زمانی که مردم تنها خریدار خدمت باشند نه بازیگر میدان تربیت، تحول بنیادین رقم نخواهد خورد.

از مشارکت مالی تا مردمی‌سازی واقعی؛ تأملی دقیق بر مدارس هیئت‌امنایی

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، محمدحسین کریمیان، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان ایت الله طالقانی قم، در یادداشتی نوشت:

با روی کار آمدن دولت چهاردهم و توجه ویژه رئیس‌جمهور به مقوله مردمی‌سازی در عرصه‌های مختلف به ویژه آموزش و پرورش، ایده مدارس هیئت‌امنایی قوت گرفته است. مدارس هیئت‌امنایی عموماً مدارس برتر دولتی و مدارس نمونه دولتی و نمونه مردمی سابق هستند که به الگوی هیئت‌امنایی تغییر یافته‌اند.

ایده مدارس هیئت امنایی همواره به عنوان یکی از ایده های تحولی در نظام آموزش و پرورش مطرح بوده است. معتقدان به این ایده به دنبال افزایش کیفیت و عدالت آموزشی با دادن اختیارات گسترده به مدیران به صورت خرید خدمات و ایجاد مشارکت جامعه در اداره مدرسه می باشند. نکته اینجاست که ایده مشارکت مردم در قالب مدارس هیئت‌امنایی بر روی کاغذ زیباست ولی تا عمل فاصله‌های بسیاری دارد. در ادامه به چند علت ناکارآمدی این ایده خواهیم پرداخت:

۱. تبدیل مدارس رایگان به مدارس پولی: مدارس هیئت امنایی از ابتدا بر پایه مشارکت مالی خانواده‌ها شکل گرفتند. مدارس دولتی عادی خدمات آموزشی را به صورت رایگان در اختیار دانش‌آموزان می‌گذارند ولی بسیاری از خدماتی که مدارس هیئت‌امنایی ارائه می‌کنند از جمله کلاس‌های فوق‌برنامه، تجهیزات آموزشی و مواردی از این دست با اتکا به منابع مالی خانواده‌ها اداره می‌شود. همچنین، میزان و نحوه دریافت برخی هزینه‌ها برای خانواده‌ها شفافیت کافی ندارد و نظارت بر اجرای ضوابط دریافت وجه در همه مدارس یکسان نیست. بدین سبب دانش‌آموزانی که خانواده آن‌ها از منابع مالی بیشتری برخوردار هستند در مدارس بهتر ثبت‌نام می‌شوند و این خط بطلانی بر تحقق عدالت آموزشی است.

۲. ابهام در حدود اختیارات و مسئولیت‌های هیئت‌امنا: در بسیاری از مدارس هیئت‌امنایی، دقیقاً مشخص نیست هیئت‌امنا در چه اموری حق تصمیم‌گیری مستقل دارد و چه اموری همچنان در اختیار مدیر، اداره آموزش‌وپرورش یا سایر نهادهاست. در نتیجه، ممکن است وظایف هیئت‌امنا با وظایف مدیر مدرسه یا اداره آموزش‌وپرورش تداخل پیدا کند و اعضا ندانند در مسائل آموزشی، مالی، تربیتی و اجرایی تا چه حد می‌توانند تصمیم بگیرند. از طرف دیگر، گاهی مسئولیت‌هایی به هیئت‌امنا واگذار می‌شود اما اختیار و منابع لازم برای انجام آن مسئولیت‌ها در اختیارش قرار نمی‌گیرد. این وضعیت باعث کاهش پاسخ‌گویی، کند شدن تصمیم‌گیری و مشارکت صوری اعضای هیئت‌امنا می‌شود و در نهایت می‌تواند کارآمدی مدرسه را کاهش دهد. از سوی دیگر، اگر نقش هیئت‌امنا بدون توجه به تخصص بدنه آموزشی افزایش پیدا کند، این احتمال وجود دارد که دیدگاه‌های غیرتخصصی بر تصمیمات تخصصی معلمان و کادر آموزشی مدرسه غلبه پیدا کند. وقتی همه مدارس هیئت‌امنایی شوند، برای تصمیم‌گیری درباره مسائل مختلف مدرسه، ممکن است جلسات، صورت‌جلسه‌ها، مصوبات، گزارش‌دهی‌ها و فرآیندهای اداری افزایش پیدا کند و این ادامه روند بروکراسی‌سازی در نظام تعلیم و تربیت است.

۳. هیئت‌امنا در نقش مشارکت‌کننده یا حامی مالی دولت: آنچه در عمل از این مدارس دیده‌ایم، هیئت‌امنا نقش جدی در فرآیند تعلیم و تربیت ندارند و دولت نگاه صرفا مالی به خانواده‌ها دارد. مسائل مالی آموزش و پرورش مهم است و باید برای آن راهکار ارائه داد اما تأمین مالی مدارس فقط یک جنبه از مشارکت مردم است‌. کج‌فهمی در این مسئله باعث می‌شود که مثلث مدرسه، مسجد، محله را نادیده بگیریم و نگاه ابزارگرایانه به مردم داشته باشیم، آن هم در حالی که تجربه سه جنگ تحمیلی به خوبی به ما نشان داده است که ملت مبعوث ذیل امامت امت هرگاه به میدان آمده‌اند، ظرفیت حل مسائل بزرگ کشور را داشته‌اند.

در هر منطقه‌ای از ایران عزیز، مساجد و مؤسسات فرهنگی و اقتصادی مردم‌نهادی هستند که می‌توانند در امر تربیت و برنامه درسی مؤثر باشند و در حوزه مهارت‌آموزی دانش‌آموزان نقش مهمی را ایفا کنند. به هر میزان بیشتر از این ظرفیت‌های مردم‌نهاد و ساختارهای غیردولتی در چارچوب اهداف کلان نظام تعلیم و تربیت استفاده شود، دانش‌آموزان جامعه‌پذیر و متخصص بیشتری تربیت‌ خواهند شد. تا زمانی که نگرش مسئولین به مردمی‌سازی؛ خصوصی‌سازی و طبقاتی‌سازی آموزش است، تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رخ نمی‌دهد. اگر تا قبل از این در مدارس غیردولتی، معلم فروشنده و دانش کالا بود، اکنون در مدارس هیئت‌امنایی، مردم در نقش خریدار کالایی به نام آموزش خواهند بود و این یک نوع نگاه تقلیل‌یافته به جمهوریت است.

زمانی که بیشترین بازیگران مردمی یعنی عموم مردم را در مدارس مشارکت دادیم، آن گاه می‌توانیم در مقابل ایده هیئت‌امنایی شدن سر تعظیم فرود آوریم وگرنه فراموشی عموم مردم و گرفتن صندلی‌های قدرت توسط قشر سرمایه‌دار انقلابی یا غیرانقلابی بازتولید همان چرخه ناعدالتی است. واگذاری آموزش به بخش خصوصی وابسته به حاکمیت یا غیر‌وابسته به حاکمیت زمینه‌ساز شکل‌گیری رانت در حوزه آموزش و پرورش را فراهم می‌کند در حالی که حق آموزش به عنوان یک خیر عمومی نباید تبدیل به امتیازهای اختصاصی برای گروه‌های خاص شود.

۴. نخبه‌گرایی در فرایند مشارکت مردمی: یکی از آسیب‌های احتمالی الگوی هیئت‌امنایی آن است که مفهوم مردم به چند فرد محدود، عمدتاً از میان والدین یا افراد برخوردار و صاحب نفوذ، تقلیل پیدا کند. نکته مهم اینجاست که حضور چند نماینده از مردم، لزوماً به معنای حضور مردم نیست. اگر قرار باشد مشارکت مردم در مدرسه صرفاً از مسیر چند عضو هیئت‌امنا تعریف شود، بخش بزرگی از ظرفیت اجتماعی محله همچنان بیرون از میدان باقی خواهد ماند. در حالی که مردمی‌سازی واقعی باید بتواند ظرفیت طیف گسترده‌ای از مردم محله، معلمان، دانش‌آموزان، مساجد، گروه‌های جهادی، مؤسسات فرهنگی، صاحبان مشاغل و متخصصان محلی را در حل مسائل مدرسه به کار گیرد. در غیر این صورت، ممکن است به جای مردمی‌سازی، با نوعی نمایندگی محدود از مردم مواجه شویم؛ یعنی چند فرد به نام مردم درباره مدرسه تصمیم بگیرند، اما عموم مردم همچنان مصرف‌کننده تصمیمات باقی بمانند.

۵. ضعف ساز‌و‌کارهای ارزیابی، نظارت و پاسخ‌گویی: واگذاری اختیار به مدارس زمانی می‌تواند به افزایش کیفیت منجر شود که همراه با نظام دقیق ارزیابی و پاسخ‌گویی باشد. در غیر این صورت، افزایش اختیار ممکن است به جای افزایش کارآمدی، زمینه تصمیم‌گیری‌های سلیقه‌ای را فراهم کند. باید مشخص باشد که عملکرد هیئت‌امنا و مدیر مدرسه بر اساس چه شاخص‌هایی ارزیابی می‌شود، چه کسی بر تصمیمات آنان نظارت می‌کند و در صورت ناکارآمدی یا تخلف، چه نهادی مسئول پیگیری و پاسخ‌گویی است. در غیر این صورت، مدرسه‌محوری ممکن است به جای آنکه به معنای افزایش اختیار همراه با مسئولیت باشد، صرفاً به انتقال بخشی از مسئولیت‌های دولت به مدرسه تبدیل شود. اینکه هر کس بخواهد برنامه درسی و خوراک فکری خود را به دانش‌آموزان منتقل کند نمی‌توان معادل مردمی‌سازی نامید.

بنابراین مسئله اصلی، هیئت‌امنایی یا غیرهیئت‌امنایی بودن نیست، بلکه مسئله این است که چگونه الگوی حکمرانی در سیاست‌گذاری‌های آموزش و پرورش به شکل صحیح رقم بخورد که منجر به تنوع همگرای آموزشی شود. علی‌الاصول مردمی‌سازی آموزش‌وپرورش نباید به معنای کاهش مسئولیت دولت در تأمین مالی آموزش یا انتقال هزینه‌ها به خانواده‌ها باشد، بلکه باید به معنای گسترش نقش مردم در شناخت و حل مسائل تربیتی، آموزشی و اجتماعی مدرسه باشد پس می‌بایست فکر کنیم که چگونه مدرسه را تبدیل به میدان حضور و کنش مردم کنیم. مردمی‌سازی آموزش‌وپرورش می‌تواند گام بزرگی در جهت تربیت دانش‌‌آموزان تمدن‌ساز باشد.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس