چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

۲۱:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۲

مصاحبه با معاونت سیاست ورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان

بحران در گلوگاه تربیت؛ پیامدهای حذف کانون‌های ارزیابی صلاحیت معلمی

بررسی ماجرا، اهداف و پیامدهای طرح حذف فرآیند ارزشیابی شایستگی‌های معلمی. آیا بهانه «شرایط جنگی» می‌تواند توجیهی برای کاهش کیفیت انتخاب معلمان باشد؟ پاسخ به این سوالات و شنیدن دیدگاه مخالفان این طرح را در این مصاحبه بخوانید.

پروین زارعی معاونت سیاست ورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در مصاحبه با بعثنا حذف کانون های ارزیابی شایستگی معلمی

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، تصمیم جدید وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم مبنی بر ادغام کنکور فرهنگیان و حذف فرآیند ارزیابی شایستگی‌ها، موجی از نگرانی را در بدنه تعلیم و تربیت ایجاد کرده است. در حالی که متصدیان، «شرایط جنگی و محدودیت زمان» را دلیل این تصمیم می‌دانند، منتقدان آن را یک تصمیم شتاب‌زده و غیرکارشناسی می‌نامند که می‌تواند کیفیت معلمان آینده را به مخاطره اندازد. در این خصوص، پروین زارعی، معاونت سیاست ورزی مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در گفتگو با خبرنگار بعثنا، به تشریح ابعاد این تصمیم می پردازد.

ماجرای طرح حذف فرایند ارزشیابی شایستگی‌های معلمی و مصاحبه عمومی چیست و چگونه مطرح شد؟

کانون ارزیابی صلاحیت معلمی یکی از روش های تخصصی است که در سنجش صلاحیت ها و شایستگی های حرفه معلمی لحاظ می‌شود و داوطلبانی که متقاضی ورود به دانشگاه فرهنگیان هستند، علاوه بر کسب امتیاز لازم از بخش سوابق تحصیلی و نمره قبولی کنکور باید امتیاز لازم را در این مرحله نیز کسب کنند.
ماجرای حذف کانون‌ های ارزیابی از زمانی مطرح شد که اخیرا وزرای آموزش و پرورش و علوم تحقیقات و فناوری نامه زدند به شورای عالی انقلاب فرهنگی، با همین مضمون که کانون های ارزیابی حذف بشوند و برگزاری همزمان و ادغام کنکور فرهنگیان و سراسری اتفاق بیفتد.

این طرح دقیقاً چه اهدافی را دنبال می‌کند و چه پیشینه‌ای پشت آن قرار دارد؟

آن چیزی که دریافت می‌شود این است که پیشنهاد داده شده، به بهانه شرایط جنگی کشور و در جهت تسهیل روند با توجه به محدودیت زمان است. اما در مقابل چیزی که ما را در بدنه تعلیم و تربیت نگران میکند نگاه سطحی و کوتاه مدت و از طرفی تحلیل ناقص مسائل کلان کشور و در نتیجه کج‌روی های متعدد از سوی برخی مسئولین و تصمیم گیران هست.

صحنه هایی که در فاصله زمانی ۴۰۱ تا اواخر ۴۰۴ مشاهده شد، حقیقتی تلخ، از واقعیتِ موجود در نهاد تعلیم و تربیت بود که چنان سیلی سختی بر صورت جامعه نشاند، و همه ما را به تفکر وا داشت که این نظام آینده ساز و کارخانه انسان سازی باید در کدام نقطه می‌بود که نیست؟!

در شرایط فعلی هم که ایران اسلامی در یک نبرد تمدنی به سر میبرد. در پازل شکل گیری نظم جدید، بازی قدرت به نفع ایران رقم خورده است و کل جهانیان دارند نظاره میکنند که چطور بعد از ۴۷ سال، ایده ها و آرمان انقلاب اسلامی، همان نسخه شفابخش جهانی در مقابل سلطه و استکبار امپریالیسم جهانی است، متأسفانه همچنان داخل کشور این مهم برای برخی شفاف نشده است.

و به جای تکیه بر مبانی فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی و اسناد بالادستی همچون سند تحول بنیادین، برای پرداختن به سرمایه‌گذاری ریشه ای و عمیق در نظام آموزش و پرورش جهت تربیت انسان انقلاب اسلامی؛ نسخه پیچی های شتاب زده و آنی برای مسائل را در پیش گرفته اند.

 از نگاه شما حذف این فرآیند چه پیامدهایی برای کیفیت انتخاب و تربیت معلمان به همراه خواهد داشت؟

آموزش و پرورش به عنوان عریض و طویل ترین دستگاه کشور نقش حیاتی در امر تمدن سازی اسلامی دارد، در ذیل آن نیز دانشگاه فرهنگیان، مرکز ثقل نظام تعلیم و تربیت تلقی شده و نقش پررنگی در تربیت معلمان کشور دارد.

پس کیفیت دانشجویان ورودی دانشگاه فرهنگیان ارتباط مستقیمی با کیفیت معلمان خواهد داشت، و چیزی که مسئله را بیش از پیش حساس میکند، آشکار شدن و قابل لمس بودن درگیری همه جانبه ما با جنگ نرم و نفوذ و استعمار فرهنگی، آموزشی تربیتی دشمن در این جنگ تحمیلی سوم بوده است.

یعنی اگر در گذشته ما با شک و تردید و یا با ملاحظه و مسامحه در خصوص این مسائل صحبت می‌کردیم و نگران بودیم امروز باید جدی و محکم روی این‌ سنگر و جبهه مبارزه بایستیم. برقراری کانون های ارزیابی برای تشخیص و تایید صلاحیت ها و شایستگیهای رشته معلمی، هویت‌دهی به مأموریت ویژه دانشگاه فرهنگیان، و تضمین تربیت درست معماران آینده و حفظ اعتبار و حساسیت حرفه معلمی و… لازم و ضروری هست.

 متصدیان اجرای این طرح چه استدلالی برای ضرورت حذف این ارزیابی‌ها ارائه کرده‌اند؟

هدف بیشتر به خاطر شرایط جنگی و احتمالا ضیق وقت و شاید کنترل بحران به خاطر شرایط جنگی کشور است ولی خب هرچه که باشد؛ دلیل نمی‌شود برای یک شرایط مقطعی و موقت، ما در روند ورود داوطلبان به دانشگاهی همچون دانشگاه فرهنگیان سهل انگاری و بی‌توجهی بکنیم. چرا که بناست سی سال نسلی از انسان هایی را تربیت بکنند که فردای ایران اسلامی را رقم خواهند زد و آینده به دست آنها ترسیم خواهد شد.

پس مهم هست که چه کسی با چه صلاحیت ها، مهارت ها و توانمندی هایی قرار است آیندگان را تربیت کند.

 موضع دانشگاه فرهنگیان و نهادهای دانشجویی درباره این طرح چیست و چه نقدهایی دارند؟

موضع دانشگاه فرهنگیان و از طرفی فعالین تعلیم و تربیت و حقیقتا موضع خود ما در بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان پیروی قاطع از امر ولی و ادامه روند گزینش به نحو پیشین هست. مخالف این طرح غیر کارشناسی و عجولانه هستیم، در تلاشیم که با انتقال نکات و نظرات جلوی حذف کانون‌ های ارزیابی به صورت کامل گرفته شود و سفت و سخت پای دفاع از این گلوگاه حیاتی هستیم.

 برای بهبود وضعیت موجود و جلوگیری از اجرای طرح، چه راهکارهای عملی پیشنهاد می‌دهید؟

فی الحال، چیزی که عیان است با قطعی شدن تأخیر ایجاد شده در برگزاری امتحانات و تعویق زمان ازمون کنکور، و همچنین ادامه دار بودن شرایط متغیر کشور از لحاظ جنگی و ناپایداری در بحث آموزش، تأخیر در ورودی های جدید گریز ناپذیر است. پس شایسته است به جای اقدامات ضرب‌العجلی و گذرا به کنترل و مدیریت مسائل پیش آمده بپردازیم.

اینکه به جای مهرماه دانشجوها ورودی بهمن باشند و یا سال تحصیلی با تأخیر شروع شود به مراتب ارجحیت دارد به زیر سوال بردن کل هویت و ارزش و شأن مراکز تعلیم و تربیت و رسالت معلمی‌. (همانند ایام کرونا سال تحصیلی از بهمن ماه شروع شود.)

نکته آخر؟

هر صاحب نظر و کارشناسی و حتی یک فرد عادی با یک محاسبه ساده میتواند به این نتیجه برسد که هیچ وقت مسائل موقتی و دست چندم کشور بر اصل های زیربنایی و اساسی اولویت ندارند.

داشتن افق نگاه پایین بر نظام تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش که در بیانات رهبر شهید جزو مسائل درجه یک و دست اول نظام جمهوری اسلامی هستند، اجحاف و انحراف در این قضیه‌ی بسیار مهم هست.

سوال اینجاست؛ چه اراده ها و سیاست هایی پشت این تصمیمات ناسنجیده وجود دارد؟ آیا عده ای کمر بسته اند بر نابودی و اضمحلال دانشگاه فرهنگیان و به تبع آن نظام تعلیم و تربیت؟!

اگر بله؛ که تصمیمات این چند مدت اخیر از قضیه سقف سنی دانشگاه فرهنگیان گرفته تا تغییر ساختار دانشگاه و امروز هم حذف کانون‌ های ارزیابی و فردا هم یک کجروی دیگر… چرا رخ داده و به موجب چه کسانی؟

و اگر خیر، پس این حجم از ناهمسویی تصمیمات اتخاذ شده با مبانی و اندیشه های فکری رهبری شهید و سند تحول بنیادین و… از کجا سرچشمه دارد؟

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس