چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

۰۰:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۹

بازگشت به اصول دوران شهید رئیسی، ضرورتی برای حفظ سلامت دستگاه تعلیم و تربیت‌

نظام آموزش و پرورش، عرصه‌ی آزمون و خطای مدیریتی نیست، بلکه حریم تربیت نسل آینده است که نباید قربانی تصمیمات آنی و کوتاه‌مدت شود.

بازگشت به اصول دوران شهید رئیسی، ضرورتی برای حفظ سلامت دستگاه تعلیم و تربیت‌

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، زهرا سعدالدین، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تهران حوزه خواهران در یادداشتی نوشت:

پس از فقدان قائد امت و تغییرات مدیریتی پس از شهادت ایشان، شاهد تحولاتی در ساختار حاکمیتی نظام آموزش و پرورش، به‌ویژه در دانشگاه فرهنگیان هستیم که نگرانی‌های جدی را پیرامون آینده‌ی تربیت معلم ایجاد کرده است. در حالی که دوران مدیریت شهید رئیسی بر پایه‌ی ارتقای کیفی، نظام‌مند کردن جذب و بهره‌گیری از کانون‌های ارزیابی تخصصی برای گزینش بهترین‌ها استوار بود، رویکردهای مدیریتی اخیر با چرخش به سمت تصمیمات شتاب‌زده، نشانه‌هایی از تضعیف ساختاری را بروز داده‌اند.

یکی از محوری‌ترین تأکیدات قائد امت همواره بر این نکته استوار بود که «معلمی، زیربنای اصلی تحول در کشور است و فرآیند جذب آن باید به‌گونه‌ای باشد که دقیق‌ترین و کیفی‌ترین ارزیابی‌ها در آن صورت گیرد.» این رویکرد در دوران ایشان با ایجاد کانون‌های ارزیابی تخصصی به ثمر نشست؛ ابزاری که نه یک تشریفات اداری، بلکه صافیِ علمی برای سنجش توانمندی‌های روانی، تربیتی و مهارتی معلمان آینده بود.

اما تصمیم اخیر مبنی بر حذف این کانون‌ها، مصداق بارز عقب‌گرد مدیریتی و نادیده گرفتن اولویت «کیفیت بر کمیت» است. حذف این ابزار تخصصی، نه تنها راه را برای ورود نیروهایی که واجد صلاحیت‌های تربیتی کافی نیستند هموار می‌کند، بلکه نوعی «بی‌اعتباریِ حرفه‌ای» را به دانشگاه فرهنگیان تحمیل می‌نماید و این به معنای بازگشت به روش‌های سنتی و کم‌بازدهی است که با روح تحول‌گرای مدنظر ایشان در تضاد است.

این آشفتگی مدیریتی تنها به حذف کانون‌ها محدود نشده؛ بلکه تصمیماتی نظیر افزایش بی‌رویه سقف سنی ورود به دانشگاه و تغییرات ساختاری در پردیس‌های استانی، بدون توجه به هویت دانشجومعلم و فراهم‌سازی زیرساخت‌های لازم، حاکی از آن است که مدیریت فعلی به جای تکیه بر «برنامه‌ریزی راهبردی و علمی»، به رویکردهای واکنشی و سطحی روی آورده است. این دست از اقدامات، نه تنها ثبات مدیریتی را که میراثِ نظمِ دوران شهید رئیسی و وصیت خامنه‌ای شهید بود از بین می‌برد بلکه موجب شده است تا دانشگاه فرهنگیان به جای دانشگاهِ مرجع تربیتی، به نهادی سردرگم در میان بخشنامه‌های متغیر تبدیل شود.

پیامدهای این رویکرد، فراتر از تغییرات اداری، ضربه‌ای بلندمدت به بدنه‌ی تعلیم و تربیت کشور است. وقتی نظارت حاکمیتی جای خود را به سهولت‌طلبی می‌دهد، کیفیت کلاس‌های درس در دورترین نقاط کشور دچار افت خواهد شد. تداوم این وضعیت که منجر به عبور از فرآیندهای دقیقِ ارزیابی و گزینش می‌شود، فاصله دانشگاه فرهنگیان را با استانداردهای «تربیت معلم تراز انقلاب اسلامی» روز به روز بیشتر خواهد کرد.

نتیجه‌گیری روشن است؛ رویکرد مدیریتی حاکم بر دانشگاه فرهنگیان نیازمند یک تجدیدنظر جدی است. بازگشت به اصول دوران شهید رئیسی، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت برای حفظ سلامت دستگاه تعلیم و تربیت است. مدیریتِ فعلی باید به تأسی از همان رویکرد اصولی و دقیق که معتقد بود ارزیابی معلم باید عمیق و تخصصی باشد، نسبت به بازنگری در سیاست‌های اخیر اقدام نموده و اجازه ندهد که با پاک کردن صورت‌مسئله در فرآیند جذب و کوچک‌شمردن جایگاه ارزیابی، بنیان‌های تعلیم و تربیت کشور که سنگ‌بنایِ آینده‌ی ایران است، دچار تزلزل گردد.

نظام آموزش و پرورش، عرصه‌ی آزمون و خطای مدیریتی نیست، بلکه حریم تربیت نسل آینده است که نباید قربانی تصمیمات آنی و کوتاه‌مدت شود.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس