چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

۲۱:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۸

یادداشت دانشجویی

کانون‌های ارزیابی؛ مرزبانی بر کیفیتِ تربیت معلم

در نظام تعلیم‌وتربیت، کیفیت گزینش معلمان همان نقطه‌ای است که ارزش‌محوری یا کمیت‌محوریِ یک نظام آموزشی در آن عیان می‌شود. یادداشت حاضر با نگاهی انتقادی به روندهای اخیر در سیاست‌های پذیرش دانشجومعلمان، بر اهمیت حفظ و تقویت جایگاه کانون‌های ...

ابوالفضل ملکی شورای تببین مواضع استان مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان حذف کانون های ارزیابی شایستگی کنکور فرهنگیان و ورود به مسیر معلمی با حذف مصاحبه

به گزارش پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا، ابوالفضل ملکی، مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی و عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور، در این یادداشت تحلیلی بر ضرورت حفظ دقت و سخت‌گیری در فرایند گزینش معلمان تأکید می‌کند. و هشدار می‌دهد که هرگونه تضعیف این سازوکارها، به معنای تضعیف کیفیتِ تربیت نسل آینده است.

گزینش معلم؛ تصمیمی فراتر از یک روند اداری

بحث درباره چگونگی پذیرش دانشجومعلمان، فراتر از یک چالش اداری یا یک تصمیم اجرایی ساده در راهروهای دانشگاه است. این موضوع، ریشه در سرنوشت و کیفیتِ بنیادین نظام آموزشی کشور دارد. باید دانست که هر آنچه در مسیر گزینش معلمان رخ می‌دهد، در واقع روی آینده‌ی نسل‌های پیش رو و ساختار فکری آن‌ها نقش می‌زند. از این رو، هرگونه تلاش برای تضعیف، حذف یا حتی کمرنگ کردن نقش «کانون‌های ارزیابی صلاحیت معلمی» را نباید صرفاً یک تغییر در روال‌های ساختاری دانست. این حرکت، در واقع بازخوانیِ نگرش حاکم بر مفهوم «معلم» و فرآیند «تربیت» است که می‌تواند نشانگر یک چرخش از «کیفیت‌محوری» به سمت «تعداد‌محوری» باشد.

معلم، صرفاً انتقال‌دهندۀ دانش نیست

نگرانی اصلی در این میان، به کاهش تدریجی جایگاه ارزیابی‌های تخصصی در فرآیند پذیرش دانشگاه فرهنگیان بازمی‌گردد. باید به این حقیقت اذعان کرد که حرفه معلمی، برخلاف بسیاری از مشاغل فنی یا اداری، با سنجش صرفِ «دانسته‌ها» و اطلاعاتِ ذهنی معنا پیدا نمی‌کند. یک مهندس یا یک حسابدار ممکن است با تسلط بر قواعد و فرمول‌ها، وظیفه‌ی خود را به درستی انجام دهد؛ اما معلم، فراتر از یک انتقال‌دهنده محضِ دانش، یک الگوی هویتی، اخلاقی و فرهنگی است. او کسی است که در فضای پیچیده کلاس درس، با حضور خود به دانش‌آموزان معنا می‌دهد. از این منظر، آزمون‌های کتبی و سوابق تحصیلی، هرچند برای سنجش سطح علمی ضروری هستند، اما برای تشخیص صلاحیتِ واقعی و چندبعدیِ یک معلم، ابزارهایی بسیار ناقص و سطحی‌اند.

کانون‌های ارزیابی؛ جایی برای سنجش صلاحیت‌های پنهان

در این میان، کانون‌های ارزیابی دقیقاً همان جایی هستند که «معنای واقعی تربیت» در آن‌ها تجلی می‌یابد. این کانون‌ها، پنجره‌ای هستند به دنیای ویژگی‌هایی که در آزمون‌های استانداردِ چندگزینه‌ای، اصلاً قابل مشاهده نیستند: مهارت‌های ظریف ارتباطی، توانایی مدیریت هیجانات، قدرت بیان، انگیزه درونی و اصیل برای ورود به این حرفه، قدرت حل مسئله در موقعیت‌های غیرمنتظره و مهم‌تر از همه، کیفیتِ مواجهه فرد با چالش‌های تربیتی. اگر این فیلترِ حساس و حیاتی تضعیف شود، مسیر ورود کسانی هموار می‌گردد که شاید در آزمون‌های علمی نمرات بالایی کسب کنند و از نظر تئوریک متمایز باشند، اما در میدان عمل و در مواجهه با پیچیدگی‌های روان‌شناختی دانش‌آموزان، از آمادگی شخصیتی و حرفه‌ای لازم برای مدیریت یک کلاس درس و هدایت یک روح، بی‌بهره‌اند.

بهانه‌های اجرایی و خطر عدول از اصول بنیادین

بسیاری تلاش می‌کنند با بهانه‌هایی مثل «تسهیل فرآیندها»، «مدیریت شرایط خاص» یا «رفع مشکلات اجرایی و بودجه‌ای»، حذف یا کاهش اثر این کانون‌ها را توجیه کنند. اما نباید فراموش کرد که مسائل اجرایی و لجستیکی، هرگز نمی‌توانند مجوزی برای عدول از اصول بنیادین باشند. اگر قرار باشد در روزهای دشوار و در مواجهه با فشارهای مدیریت، اولین قربانی، «کیفیت گزینش» باشد، باید نگران آینده‌ای بودیم که در آن، مدرسه از درون دچار فرسایش و بی‌کیفیتی می‌شود.

بحران‌های اقتصادی، سیاسی یا مدیریتی ممکن است گذرا باشند، اما ضعف در انتخاب و تربیت معلم، آسیبی ساختاری، ماندگار و نسل‌ساز است که اثرات آن تا دهه‌ها در بدنه جامعه باقی خواهد ماند. ما نمی‌توانیم از یک سو از تحول آموزشی، ارتقای سرمایه انسانی و تربیت نسل توانمند سخن بگوییم و از سوی دیگر، مهم‌ترین دروازه و فیلتر تشخیص صلاحیت معلم را ضعیف کنیم. معلمی، یک شغلِ صرف نیست که بتوان آن را با رتبه‌بندیِ ساده‌ی نمرات واگذار کرد. معلمی یک مأموریت اجتماعی و فرهنگی است و مأموریت‌های بزرگ، همواره نیازمند سازوکارهای چندلایه، دقیق و بسیار حساس هستند.

کیفیت یا کمیت؟ دو رویکرد متقابل در پذیرش معلمان

در نهایت، مسئله کانون‌های ارزیابی، بازتابی از نگاه کلان ما به مفهوم «کیفیت» در نظام تعلیم و تربیت است. اگر باور داشته باشیم که آینده آموزش کشور از مسیر گزینش دقیق و سخت‌گیرانه می‌گذرد، باید از این سازوکارها دفاع کنیم. تضعیف این کانون‌ها در ظاهر شاید یک تصمیم اداری و ساده به نظر برسد، اما در باطن، تضعیف بنیان‌های تربیت معلم است؛ و آسیب به این بنیان، پیامد خود را نه فقط در دانشگاه، بلکه در قلب کلاس‌های درس، در رفتار دانش‌آموزان و در نهایت، در آینده‌ی فرهنگی و فکری کل کشور خواهیم دید.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس