چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

۱۸:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۲

روایتی از نبرد حفظ کیفیت در برابر تسریع اداری

تعلیم و تربیت جنگ‌زده نشد؛ روایت رد پیشنهاد حذف کانون‌های ارزیابی شایستگی معلمی

این یادداشت به نقد جدی پیشنهاد حذف «کانون‌های ارزیابی شایستگی معلمی» می‌پردازد و آن را نشانه‌ای از خطای راهبردی در نگاه به آموزش و پرورش می‌داند. نویسنده تأکید می‌کند که معلم «حامل آینده» است و تربیت او نمی‌تواند تابع منطق «هرچه سریع‌تر، ...

غزل طالبی معاونت سیاست ورزی استان مرکزی

پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا: در حالی که برخی تصمیم‌گیران با توجیه «شرایط خاص» و «تسریع در کارها» به دنبال حذف فرآیند ارزیابی شایستگی معلمی بودند، این یادداشت تحلیلی روایت می‌کند که چگونه ایستادگی بر اصول تربیتی، مانع از آن شد که نظام آموزش و پرورش به قربانی مصلحت‌اندیشی‌های کوتاه‌مدت تبدیل شود. غزل طالبی، معاونت سیاست‌ورزی بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی، در این یادداشت با استناد به فرامین رهبر شهید انقلاب و تأکید بر جایگاه محوری «معمار آینده»، استدلال می‌کند که حذف فیلترهای اخلاقی و تربیتی در جذب معلم، نه تنها یک خطای اجرایی، بلکه تخریبی در بنیان‌های هویتی دانشگاه فرهنگیان است که هزینه جبران‌ناپذیری به نسل آینده تحمیل خواهد کرد.

ماجرا چه بود و چه شد؟!

رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای (ره) در بیانات متعددی، جایگاه آموزش و پرورش را سنگ‌بنای آینده کشور دانسته و با تأکید بر حساسیتِ بی‌بدیلِ انتخاب معلم، تصریح کرده‌اند:

«آن‌کسی که می‌خواهد بیاید در این مجموعه کار بکند، باید از فیلترهای گوناگون عبور کند؛ هم از لحاظ فکری، هم از لحاظ اخلاقی، هم از لحاظ سلامت رفتاری.»

ایشان با اشاره به اهمیتِ محوری دانشگاه فرهنگیان، این مجموعه را «مرکز ثقل اصلی آموزش و پرورش» خوانده و همواره بر ضرورت مراقبت از فرآیندهای جذب و گزینش تأکید ورزیده‌اند تا مبادا «افراد بی‌صلاحیت یا فاقد شایستگی‌های لازم» به این عرصه خطیر راه یابند. این نگاه راهبردی، نه یک توصیه اداری، که یک ضرورتِ وجودی برای صیانت از نظام تعلیم و تربیت است.

وقتی تسریع در کارها جای صلاحیت می‌نشیند

در روزگاری که کشور با فشارها، اضطراب‌ها و محدودیت‌های خاص خود مواجه است، برخی تصور کرده‌اند می‌توان با عنوان و بهانه‌ی «تسریع»، از کنار مهم‌ترین سرمایه نظام آموزش و پرورش گذشت: کیفیت معلم. پیشنهاد حذف یا بی‌اثر کردن فرآیند ارزیابی شایستگی‌های معلمی، آن هم با این توجیه که زمان کم است، هزینه بالاست و شرایط ویژه اقتضا می‌کند، بیش از آنکه یک تصمیم اجرایی باشد، نشانه‌ای از یک خطای راهبردی است؛ خطایی که اگر تحقق می‌یافت، نه صرفاً یک مرحله جذب، بلکه شأن تعلیم و تربیت را جنگ‌زده می‌کرد.

معلم، یک کارمند ساده یا معمار آینده؟

معلم، محصول یک فرآیند ساده اداری نیست؛ معلم، حامل آینده است. اگر در هر حوزه‌ای بتوان با شتاب و مصلحت‌سنجی تصمیم گرفت، در آموزش و پرورش چنین امکانی وجود ندارد. زیرا اینجا با انسان سروکار داریم، نه با پرونده. با نسل سروکار داریم، نه با عدد. و چه ساده‌اندیشانه است اگر گمان کنیم می‌توان برای تربیت معلم، از منطق هرچه سریع‌تر، بهتر استفاده کرد؛ منطقی که شاید در برخی امور اجرایی کار کند، اما در ساحت تربیت، فقط به تولید خسارت منجر می‌شود.

فیلتر ارزیابی، مانع اداری یا ضرورت تربیتی؟

ارزیابی شایستگی‌های معلمی، یک تشریفات زائد یا مانع اداری نیست؛ فیلتر حرفه‌ای، اخلاقی و تربیتی برای ورود به یکی از حساس‌ترین مشاغل کشور است. کسی که قرار است سال‌ها بر ذهن، زبان، نگرش و منش کودک و نوجوان اثر بگذارد، باید از سنجشی دقیق، چندبعدی و معتبر عبور کند. حذف این سنجش، به معنای باز کردن درهای آموزش و پرورش به روی شتاب‌زدگی است؛ و شتاب‌زدگی در تربیت، همان چیزی است که بعدها با هزینه‌ای چند برابر باید جبران شود. البته همیشه می‌شود بعداً گفت شرایط خاص بود؛ اما نسلِ آسیب‌دیده را دیگر نمی‌توان به همان سادگی به نقطه اول برگرداند.

شتاب‌زدگی در تربیت، خسارت بلندمدت به بدنه تعلیم و تربیت

نکته مهم‌تر آن است که این پیشنهاد، در عمل نه فقط یک مرحله، بلکه منطق دانشگاه فرهنگیان را نیز تضعیف می‌کرد. دانشگاه فرهنگیان صرفاً یک مرکز آموزش عالی نیست؛ ستون هویت حرفه‌ای معلمی در کشور است. وقتی گفته می‌شود جذب دانشجومعلم باید بدون عبور از ارزیابی جدی شایستگی‌ها انجام شود، در واقع این پیام منتقل می‌شود که تربیت معلم نیز می‌تواند مانند برخی فرآیندهای کم‌اهمیت دیگر، با دور زدن معیارها پیش برود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که تعلیم و تربیت از درون فرسوده می‌شود، نه از بیرون.

آیا بحران، مجوز عبور از اصول است؟

از منظر سیاست‌گذاری هم این پرسش جدی مطرح است: آیا واقعاً برای جذب سی‌هزار دانشجومعلم، باید کیفیت را قربانی کرد تا در آینده سی سال با هزینه‌های سنگین‌تری مواجه شویم؟ اگر قرار باشد برای تسریع یک فرآیند، اصل شایستگی کنار گذاشته شود، پس چه چیزی از جذب حرفه‌ای باقی می‌ماند؟ آیا آموزش و پرورش آن‌قدر بی‌اهمیت است که هر زمان تنگنا ایجاد شد، نخستین قربانی‌اش معیارهای ورود به آن باشد؟

نسل آینده را نمی‌توان با منطقِ مصلحت کوتاه‌مدت ساخت

اصرار بر حفظ ارزیابی شایستگی‌های معلمی، از سر سخت‌گیری بی‌دلیل نبود؛ از سر درک درستِ نسبتِ معلم با آینده بود. مسئله این نیست که راه برای ورود علاقه‌مندان بسته شود؛ مسئله این است که راه برای ورود افراد شایسته، مسئول، اخلاق‌مدار و متعهد باز بماند. تعلیم و تربیت، جای آزمون‌وخطا نیست؛ جایی است که هر خطا، دیر فهمیده می‌شود و دیرتر جبران می‌گردد.

تعلیم و تربیت؛ آخرین سنگر کیفیت

در نهایت، اگر امروز در برابر حذف این ارزیابی ایستاده شد، از سر لجاجت نبود؛ از سر فهم این حقیقت بود که تعلیم و تربیت را نمی‌توان با منطق بحران اداره کرد.
جنگ اگر قرار است چیزی را ویران کند، نباید روح آموزش و پرورش باشد. و هر زمان که اصول تعلیم و تربیت مورد هجمه و تهدیدِ خواسته یا ناخواسته قرار بگیرد، در برابر آن می‌ایستیم و با تمام توان از حیثیت تربیت معلم دفاع خواهیم کرد.
و خوشبختانه، این‌بار دست‌کم در این نقطه، تعلیم و تربیت جنگ‌زده نشد.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس