چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵

۱۵:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۳۰

حلقه‌ی فکری پژوهشی «احباء»

سلاخیِ تمرکز: پشت پرده‌ی استحاله‌ی آموزش در «شاد»

سامانه «شاد» به زیرساخت اصلی آموزش مجازی ایران تبدیل شده است، اما انتقادات گسترده بر تغییر ماهیت این پلتفرم از «سکوی آموزشی» به «شبکه اجتماعی» متمرکز است. مسئله اصلی فراتر از نقص فنی، جایی است که منطق آموزشی (تمرکز بر یادگیری) با منطق پلت...

سلاخیِ تمرکز: پشت پرده‌ی استحاله‌ی آموزش در «شاد»

پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا: سامانه «شاد» پس از گذشت چندین سال از راه‌اندازی، از یک ابزار اضطراری کرونا به گره‌ای ساختاری در حکمرانی آموزشی تبدیل شده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که ترکیب منطق پلتفرمی با اهداف تربیتی، کیفیت یادگیری را تهدید می‌کند. بدون بازطراحی حکمرانی و شفاف‌سازی نقش متولیان، این پلتفرم به جای تقویت مدرسه، جایگزین کارکردهای اجتماعی و انسانی آن می‌شود. در این راستا حلقه فکری پژوهشی احباء، یادداشت زیر را منتشر کرده است:

از ابزار اضطراری تا گره حکمرانی؛ تغییر کارکرد شاد در مرز آموزش و شبکه اجتماعی

چند سال پس از راه‌اندازی «شاد»، اکنون کمتر کسی آن را صرفاً یک اپلیکیشن آموزشی می‌داند. تجربه معلمان، خانواده‌ها و دانش‌آموزان نشان می‌دهد که شاد به یکی از گره‌های مهم حکمرانی آموزشی در کشور تبدیل شده است؛ گرهی که اگرچه در ظاهر به یک پلتفرم فناورانه مربوط است، اما در عمق خود به مسئله سیاست‌گذاری آموزشی، تعارض منافع نهادی، ضعف طراحی تربیتی و شکاف میان میدان آموزش و نظام تصمیم‌گیری بازمی‌گردد. 

شاد در ابتدا با هدفی روشن متولد شد: حفظ تداوم آموزش در شرایط اضطراری کرونا. در آن مقطع، بسیاری از نظام‌های آموزشی جهان نیز ناچار شدند به سرعت به ابزارهای دیجیتال روی بیاورند. اما تفاوت اصلی در این بود که در بسیاری از کشورها، پلتفرم‌های مجازی مکمل مدرسه باقی ماندند؛ در حالی که در ایران، به تدریج شاد از یک ابزار اضطراری به یکی از زیرساخت‌های اصلی آموزش تبدیل شد، بدون آنکه معماری تربیتی و حکمرانی آن متناسب با چنین نقشی بازطراحی شود. 

تعارض منطق آموزشی و پلتفرمی؛ وقتی آموزش در معرض مصرف محتوای غیررسمی قرار می‌گیرد

امروز مسئله اصلی شاد صرفاً کیفیت فنی آن نیست. مسئله این است که این پلتفرم عملاً در مرز میان «سکوی آموزشی» و «شبکه اجتماعی» قرار گرفته است؛ مرزی که هرچه مبهم‌تر شود، پیامدهای تربیتی آن نیز پیچیده‌تر خواهد شد. 

بخش قابل توجهی از انتقادات معلمان و والدین به همین تغییر کارکرد بازمی‌گردد. وجود فضاهایی مشابه اکسپلور شبکه‌های اجتماعی، گردش گسترده محتوای غیرآموزشی، شکل‌گیری لایوهای پرمخاطب دانش‌آموزی و حتی گزارش‌هایی از انتشار محتوای نامناسب، این نگرانی را ایجاد کرده است که شاد به تدریج به محیطی شبیه شبکه‌های اجتماعی عمومی تبدیل شود. برای بسیاری از خانواده‌ها، تناقضی جدی شکل گرفته است: کودکانی که خانواده‌ها تلاش کرده بودند از شبکه‌های اجتماعی دور نگه دارند، اکنون در بستری با عنوان «آموزشی» در معرض همان الگوهای مصرف محتوا قرار گرفته‌اند. 

اما اگر مسئله را فقط به ضعف نظارت یا خطای طراحی در یک اپلیکیشن تقلیل دهیم، بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفته‌ایم. مسئله عمیق‌تر از اینهاست. شاد در واقع محصول یک الگوی حکمرانی است که در آن «متولی تربیت» و «متولی زیرساخت فناوری» از یکدیگر جدا شده‌اند. در چنین شرایطی، منطق آموزشی که بر تمرکز، هدفمندی و کیفیت یادگیری تأکید دارد، ناخواسته در کنار منطق پلتفرمی قرار می‌گیرد که اساس آن بر افزایش ترافیک، جلب توجه و مصرف محتوا استوار است. جمع این دو منطق بدون طراحی دقیق، به تعارضی ساختاری منجر می‌شود. 

همین تعارض است که بسیاری از نارسایی‌های موجود را توضیح می‌دهد. از یک سو معلمان با محدودیت‌های اداری گسترده برای مدیریت کلاس‌های خود مواجه‌اند؛ از سوی دیگر، گردش محتوای غیرآموزشی در بخش‌های عمومی پلتفرم به‌مراتب کمتر قابل کنترل است. این وضعیت در عمل نوعی عدم توازن ایجاد کرده است: کنترل شدید در حوزه‌های آموزشی رسمی و رهاشدگی نسبی در حوزه‌های رسانه‌ای. 

نارسایی‌های فنی و تربیتی؛ از ضعف ابزارهای معلمان تا افت انگیزه تحصیلی دانش‌آموزان

در کنار این مسئله، تجربه معلمان نشان می‌دهد که شاد هنوز نتوانسته به یک ابزار حرفه‌ای یادگیری تبدیل شود. بسیاری از امکانات مورد نیاز برای آموزش مؤثر ــ از مدیریت پیشرفته کلاس تا ابزارهای تعاملی یادگیری ــ یا در این پلتفرم وجود ندارد یا به شکل محدود ارائه شده است. در نتیجه، معلمان اغلب مجبورند از ترکیبی از ابزارهای غیررسمی استفاده کنند که خود موجب پراکندگی و کاهش انسجام آموزشی می‌شود. 

پیامدهای این وضعیت فقط فنی یا مدیریتی نیست. مسئله مهم‌تر، تأثیر آن بر کیفیت یادگیری و انگیزه تحصیلی است. تجربه تعطیلی‌های مکرر مدارس در سال‌های اخیر ــ از کرونا تا شرایط بحرانی ــ نشان داده است که آموزش مجازی اگر بدون طراحی دقیق اجرا شود، به سرعت به افت یادگیری، کاهش تمرکز و بی‌اعتبار شدن فرایندهای ارزشیابی منجر می‌شود. وقتی دانش‌آموز احساس کند محیط آموزشی او بیشتر به یک شبکه اجتماعی شباهت دارد تا یک فضای یادگیری، طبیعی است که رابطه او با درس و مدرسه نیز تغییر کند. 

چهار راهکار اصلاحی؛ شفاف‌سازی حکمرانی، بازطراحی معماری و توانمندسازی کادر آموزشی

در همین زمینه، گزارش‌های کارشناسی نیز بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های آموزشی در شرایط بحران تأکید کرده‌اند. در برخی مطالعات سیاستی، پیشنهاد شده است که برای جبران عقب‌ماندگی‌های آموزشی، یک «پویش ملی یادگیری» با مشارکت معلمان بازنشسته، دانشگاهیان، دانشجویان و ظرفیت‌های مردمی شکل بگیرد و همزمان اختیارات بیشتری به استان‌ها و مدارس برای تنظیم شیوه‌های آموزش و ارزشیابی داده شود. این پیشنهادها نشان می‌دهد که مسئله آموزش در شرایط بحران، صرفاً با توسعه یک پلتفرم دیجیتال حل نمی‌شود؛ بلکه نیازمند بازطراحی کل نظام حکمرانی آموزشی است. 

از همین زاویه، اصلاح وضعیت شاد نیز باید در چند سطح همزمان دنبال شود. 

  • نخست، در سطح سیاست‌گذاری کلان، لازم است تکلیف حکمرانی این پلتفرم روشن شود. سکوی اصلی آموزش عمومی کشور نمی‌تواند تحت منطق صرفاً پلتفرمی اداره شود. مدیریت راهبردی آن باید به طور کامل در چارچوب سیاست‌های تربیتی و آموزشی تعریف شود و هرگونه تعارض منافع احتمالی میان اهداف آموزشی و اهداف تجاری برطرف گردد. 
  • دوم، معماری تربیتی پلتفرم نیازمند بازطراحی جدی است. فضای آموزش باید از فضای سرگرمی و محتوای عمومی به طور کامل تفکیک شود. الگوریتم‌های پیشنهادی محتوا، ساختار اکسپلور و امکان پخش زنده عمومی باید بر اساس ملاحظات تربیتی بازنگری شوند. در یک سکوی آموزشی، اصل باید بر «تمرکز بر یادگیری» باشد نه «افزایش زمان حضور کاربر». 
  • سوم، توانمندسازی معلمان در استفاده از ابزارهای دیجیتال باید به یک اولویت تبدیل شود. شاد اگر قرار است به یک زیرساخت پایدار آموزش تبدیل شود، باید امکانات حرفه‌ای مدیریت کلاس، ارزشیابی تعاملی، تولید محتوای آموزشی و تعامل گروهی را در اختیار معلمان قرار دهد. در غیر این صورت، این پلتفرم همچنان در حد یک پیام‌رسان آموزشی باقی خواهد ماند. 
  • چهارم، لازم است نظام نظارت و ارزیابی شفافی بر عملکرد این پلتفرم ایجاد شود. مشارکت فعال معلمان، مدیران مدارس و حتی نمایندگان اولیا در فرآیند بازخورددهی می‌تواند به شناسایی سریع مشکلات و اصلاح مسیر کمک کند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که موفق‌ترین پلتفرم‌های آموزشی آنهایی هستند که در تعامل مستمر با کاربران خود توسعه یافته‌اند. 

مرز باریک بین مکمل و جایگزین؛ خطر تقلیل مدرسه

در نهایت، شاید مهم‌ترین نکته این باشد که شاد نباید جایگزین مدرسه تلقی شود. فناوری آموزشی می‌تواند ابزار قدرتمندی برای تقویت یادگیری باشد، اما هرگز نمی‌تواند کارکردهای اجتماعی، تربیتی و انسانی مدرسه را به طور کامل جایگزین کند. اگر این مرز در سیاست‌گذاری آموزشی نادیده گرفته شود، خطر آن وجود دارد که به تدریج مدرسه از یک نهاد زنده اجتماعی به مجموعه‌ای از ارتباطات دیجیتال تقلیل یابد. 

آینده آموزش کشور به کیفیت تصمیم‌هایی بستگی دارد که امروز درباره چنین زیرساخت‌هایی گرفته می‌شود. شاد می‌تواند به یک سکوی قدرتمند یادگیری ملی تبدیل شود؛ اما تحقق این هدف تنها در صورتی ممکن است که مسئله آن نه صرفاً به عنوان یک پروژه فناوری، بلکه به عنوان بخشی از حکمرانی آموزشی کشور دیده شود.

مطالب مرتبط

این یک سایت آزمایشی است
ساخت با دیجیتس